بوش در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اين كه گفته مي شود آمريكا، در خصوص ايران همان سياستي را دنبال مي كند كه پيش از جنگ عراق مطرح كرده بود، آيا واقعا اين گونه است ، گفت اگر فرماندهان آمريكايي براي حفاظت ازنيروهاي ما راهبردي خاص را توصيه كنند، ما به آن عمل خواهيم كرد.
رئيس جمهوري آمريكا همچنين بدون ارائه هر گونه سندي مدعي شد «بخشي از دولت ايران»، در تسليح كردن مبارزان عراقي دخالت دارد.
وي گفت ولي ما نمي دانيم آيا دستور استفاده از تسليحات را ايراني ها مي دهند يا خير.
بوش در تلاش براي جدا كردن ملت و دولت ايران نيز گفت ايرانيها مردمي متمدن هستند اما آنچه دولت ايران انجام ميدهد، آنها را منزوي خواهد كرد.
بوش در توضيح اين ادعا، به مخالفت گسترده افكار عمومي آمريكا با سياست هاي جنگ طلبانهاش به ويژه درباره عراق اشاره نكرد.
این صحبتهای آقای بوش به نظر من مثبت ترین سیگنالی است که امریکایی ها اخیرا برای ایران فرستاده اند. بوش در این سخنان فوق العاده مهم نه تنها از مواضع قبلی خودش عقب نشسته است٬ بلکه با بیان اینکه "«بخشی از دولت ایران» در تسلیح کردن مبارزان عراقی دخالت دارند"٬ عملا برای بخشی از دولتمردان ایرانی پیام می فرستد و منتظر واکنش آنها به نفع مذاکره با امریکا است.
اما مهمترین مشکل در حال حاضر در پاگرفتن مذاکرات ایران و امریکا٬ قطعا همان پیش شرط امریکایی ها مبنی بر تعلیق غنی سازی است که در نوع خودش مشکل بزرگی است٬ زیرا ایران دیگر تعلیق را نخواهد پذیرفت وشرایط ایران با گذشته کاملا متفاوت است و باید امریکا آن را درک کند. اما به وجود آمدن شرایط تازه در جهان و افزایش مشکلات امریکا و مشخصا دولت نومحافظه کار بوش٬ این احتمال که ایران و امریکا بتوانند بدون پیش شرط و یا لااقل با حضور دولتهای دیگری همچون کشورهای سه گانه ی اروپایی(فرانسه٬انگلیس و آلمان) و یا ایتالیا( به دلیل روابط مناسب اقتصادی و سیاسی با ایران) درمورد مسائل روز مذاکراتی را انجام دهند.
از طرفی دولت بوش می داند که با انجام مذاکرات با ایران و سوریه و حل عمده مشکلات خود در عراق و افغانستان شانس جمهوریخواهان و مخصوصا نومحافظه کاران را در انتخابات ریاست جمهوری آینده امریکا به شدت افزایش خواهد داد٬ در شرایطی که هیلاری کیلینتون (کاندیدای احتمالی حزب دموکرات امریکا در انتخابات آینده ی ریاست جمهوری ایالات متحده) در همه جا از لزوم عدم کنار رفتن گزینه ی نظامی علیه ایران سخن می راند.
در کنار همه ی اینها حل مسئله ی هسته ای ایران نیز این شانس پیروزی نومحافظه کاران را تقویت می کند. اما با تمام این اوصاف مشکل اصلی عدم تحمل شرایط امریکا برای ایران است که رایزنی های بیشتری را می طلبد. امید است با حذف شرایط غیر ممکن از سوی امریکا٬ دولتمردان امریکایی بزرگترین خدمت را به خودشان و مردم عراق و امریکا انجام دهند.
مقارن ساعت 7 صبح امروز، چهارشنبه در اقدامي ناجوانمرداه و خرابكارانه بر اثر انفجار بمب كارگذاشته شده در پیکانی در نزدیکی اتوبوس متعلق به كاركنان نيروي زميني سپاه زاهدان، 24 تن كشته يا زخمي شدند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين اقدام تروريستي در تقاطع بلوار ثارالله در منطقه احمدآباد حوالي شهرك نسترن زاهدان روي داد كه بر اثر آن از مجموع 24 سرنشين اتوبوس احتمالا حدود 8 تا 10 نفر شهيد و بقیه زخمي شدهاند و پيكر تمامی شهدا و زخمی ها به بیمارستان منتقل شده است.
در اين عمليات تروريستي، يك خودرو سواري پيكان كه داراي 4 نفر سرنشين بود، به بهانه اينكه خودرو خراب شده، مقابل اتوبوس كاركنان سپاه توقف نمود كه در همين حين سرنشينان خودرو پيكان از خودرو خارج و بلافاصله خودرو پيكان منفجر شد.
با سرعت عمل گروه تحقیق، 2 نفر از موتورسواران که از انفجار اتوبوس حامل نیروهای سپاه مشغول فیلمبرداری بودند، بازداشت شدند.
گفته میشود در آثار به جا مانده از مسافران اتوبوس، دو کارت شناسايی که یکی متعلق به یکی از پرسنل نیروی انتظامی و دیگری متعلق به یک پزشک بوده، یافته شده است.
احتمال ميرود گروهكهاي تروريستي از جمله گروهك تروريستي طرفدار عبدالمالك ريگي كه از اشرار باسابقه منطقه بوده و عامل جنايات تروريستي پاسگاه گدار، ناقوك سراوان و تاسوكي زابل است، در اين غائله نقش داشته باشند.
يكي از افراد دستگير شده در نظر داشت با عمليات انتحاري، قبل از رسيدن نيروهاي امنيتي اقدام به منفجر كردن خود و مواد منفجره كه همراه خود داشت نمايد كه قبل از هر اقدامي دستگير شد.(از سایت بازتاب)
دوباره یک فاجعه ی دیگر. تا کی باید وجود این گروه های خرابکار را در مرزهای شرقی تحمل کرد؟! این اتفاقات باید ما را برای یک برخورد جدی تر و البته ضربتی با این گرو ه ها مصمم تر کند. البته نباید واکنش سریع نیروهای امنیتی حاضر را ندید گرفت. اما یک اقدام قهرآمیز در این مورد٬ لازم نه حیاتی است.
ما باید شرایط کاری نیروهای مرزبان و نیروهای امنیتی خود را بهبود دهیم و امنیت لازم را برای آنها فراهم کنیم تا آنها بتوانند وظایف خود را بخوبی به انجام برسانند. انتظار می رود که وزارت اطلاعات در این مورد واکنش مقتضی را انجام دهد. انشاالله با تلاش سربازان گمنام امام زمان(عج) این گروه های تروریستی متلاشی خواهند شد.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس برگزيدگان بخشهاي مختلف جشنواره به شرح زير اعلام شد:
نامزدهاي بهترين فيلم كوتاه داستاني:
1- فيلم "پشت سرمن" به كارگرداني "كيارش اسدي زاده"
2- فيلم "صفردرجه" به كارگرداني "اميد خوش نظر"
3- فيلم "مترسك" به كارگرداني"شاپور شهبازي"
4- فيلم "وزن بودن" به كارگرداني"حميد بهرامي"
5- فيلم "ويزيت" به كارگرداني "ناصر ناصرپور"
6- فيلم "يك روز زيبا" به كارگرداني "آرشيا شكيبائيان"
هيات داوران در اين بخش يك ديپلم افتخار و يك سيمرغ بلورين اهدا ميكند.
1- ديپلم افتخار به "ناصر ناصرپور" كارگردان فيلم "ويزيت".
2- سيمرغ بلورين بهترين فيلم كوتاه به "حميد بهرامي" كارگردان فيلم "وزن بودن"
نامزدهاي بهترين چهره پردازي:
1- "علي سام خواه" براي فيلم "روز سوم"
2-" سعيد ملكان" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
3- "مهرداد ميركياني" براي فيلم "خون بازي"
"سيمرغ بلورين" بهترين چهره پردازي به "مهرداد ميركياني" براي فيلم "خون بازي"
نامزدهاي بهترين جلوههاي ويژه:
1-" محسن روزبهاني" و" علاء الدين پژهان" براي فيلم "قاعده بازي"
2- "محسن روزبهاني" براي فيلم "روز سوم"
3- "محمد جواد شريفي راد" و" بهنام خاكسار" براي فيلم "اخراجيها"
سيمرغ بلورين بهترين جلوههاي ويژه به"محسن روزبهاني" و" علاءالدين پژهان" براي فيلم "قاعده بازي"
نامزدهاي بهترين طراحي صحنه و لباس:
1- "مهرداد زاهديان" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"
2- "مجيد ليلاجي" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
3- "احمدرضا معتمدي" براي فيلم "قاعده بازي"
4- "مجيد ميرفخرايي" و" محمدرضا شجاعي" براي فيلم"اخراجيها"
5- "محسن نوروزي" براي فيلم "روز سوم"
سيمرغ بلورين به"محسن نوروزي" براي فيلم "روز سوم"
نامزدهاي بهترين صداگذاري:
هيات داوران در بخش بهترين صداگذاري با توجه به محدود بودن آثار برجسته در اين بخش نامزد معرفي ننمودند و سيمرغ بلورين جايزه بهترين صداگذاري را به" محمدرضا دلپاك" براي فيلم "قاعده بازي" اهدا كرد.
نامزدهاي بهترين صدابرداري:
1- "حسن زاهدي" و "داريوش صادقپور" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
2- "يدالله نجفي" براي فيلم "خون بازي"
3-"يدالله نجفي" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"
4- "بهروز معاونيان" براي فيلم "روز سوم"
سيمرغ بلورين به" حسن زاهدي" و" داريوش صادقپور" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
هيات داوران ضمن تقدير از "علي احمدي" بازيگر فيلم "بچههاي ابدي" و" فاطمه خدادادي" و" محمد نظري" بازيگران كودك و نوجوان فيلم "قفل ساز" نتايج داوري بازيگران نقش مكمل را با اعلام نامزدهاي هر بخش به شرح زير اعلام كرد:
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش مكمل مرد:
1-"صابر ابر" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"
2-"حامد بهداد" براي فيلم "روز سوم"
3-"مهرداد صديقيان" براي فيلم" اتوبوس شب"
4-"جعفر والي" براي فيلم "پاداش سكوت"
5-"افشين هاشمي" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
سيمرغ بلورين به" افشين هاشمي" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش مكمل زن:
1-"پانتهآ بهرام" براي فيلم" بچههاي ابدي"
2-"بيتا فرهي" براي فيلم "خون بازي"
3-"پريوش نظريه" براي فيلم "پاداش سكوت"
سيمرغ بلورين به "پانتهآ بهرام" براي فيلم "بچههاي ابدي"
نامزدهاي بهترين موسيقي:
1-"داريوش تقي پور" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"
2-"كامبيز روشنروان" براي فيلم "بچههاي ابدي"
3-"اردوان كامكار" براي فيلم "سنتوري"
4-"عليرضا كهن ديري" براي فيلم "روز سوم"
هيات داوران در اين بخش يك ديپلم افتخار به" كامبيز روشنروان" براي فيلم "بچههاي ابدي" اهدا كرد.
نامزدهاي بهترين تدوين:
1-"بهرام دهقاني" براي فيلم "پابرهنه در بهشت"
2-"محمد علي سجادي" براي فيلم "مخمصه"
3-"سپيده عبدالوهاب" براي فيلم" خونبازي"
4-"فرامرز هوتهم" براي فيلم "ميناي شهر خاموش"
هيات داوران در اين بخش دو جايزه اهدا كرد:
الف: ديپلم افتخار به "محمدعلي سجادي" براي "مخمصه"
ب: سيمرغ بلورين به "سپيده عبدالوهاب" براي فيلم "خون بازي"
نامزدهاي بهترين فيلمبرداري:
1-"همايون پايور" براي فيلم "تك درختها"
1-"فرج حيدري" براي فيلم "قاعده بازي"
3-"حميد خضوعي ابيانه" براي فيلم "پا برهنه در بهشت"
4-"ابراهيم غفوري" براي فيلم "روز سوم"
5-" محمود كلاري" براي فيلم"خون بازي"
سيمرغ بلورين به" حميد خضوعي ابيانه" براي فيلم "پا برهنه در بهشت"
هيات داوران همچنين سيمرغ بلورين ويژه هنر-تجربه را براي بهترين تجربه هنري در خلق فضاي هنري مناسب با بهرهگيري عالمانه از فناوري جديد براي خدمت به سينماي حرفهاي به"محمود كلاري" براي فيلم"خون بازي" اهدا كرد.
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد:
1-"پوريا پورسرخ" براي فيلم" روز سوم"
2-"سعيد پورصميمي" براي فيلم" تك درختها"
3-"بهرام رادان" براي فيلم" سنتوري"
4-"مسعود رايگان" براي فيلم" سنتوري"
5-"خسرو شكيبايي" براي فيلم" اتوبوس شب"
هيات داوران در اين بخش دو جايزه اهدا كرد:
الف: ديپلم افتخار به "خسرو شكيبايي" براي فيلم "اتوبوس شب"
ب: سيمرغ بلورين به" بهرام رادان" براي فيلم "سنتوري"
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول زن:
1-"رويا تيموريان" براي فيلم" گوشواره"
2-"باران كوثري" براي فيلم" خون بازي"
3-"باران كوثري" براي فيلم "روز سوم"
4-"پريوش نظريه" براي فيلم"تك درختها"
سيمرغ بلورين به " باران كوثري" براي فيلمهاي "خون بازي" و "روز سوم"
ًهيات داوران در اين بخش با اهداء يك سيمرغ بلورين جايزه ويژه، از حضور ارزشمند "عزت ا... انتظامي" در فيلم "ميناي شهر خاموش" تقدير كرد.
نامزدهاي بهترين فيلمنامه :
1-"رخشان بني اعتماد"،" فريد مصطفوي"،" محسن عبدالوهاب"،" نغمه ثميني" براي فيلمنامه" خون بازي"
2-"مهدي سجادهچي" براي فيلمنامه "روز سوم"
سيمرغ بلورين به فيلمنامه نويسان "خون بازي" ؛" رخشان بني اعتماد"،" فريد مصطفوي"،" محسن عبدالوهاب" و" نغمه ثميني".
هيات داوران با اين توضيح كه در دو بخش بهترين كارگرداني و بهترين فيلم به لحاظ حفظ مقررات جشنواره فيلم "خون بازي" را مورد داوري قرار ندادند نتايج اين دو بخش را اعلام مي كند:
نامزدهاي بهترين كارگرداني:
1-"كيومرث پوراحمد" براي كارگرداني فيلم "اتوبوس شب"
2-"بهرام توكلي" براي كارگرداني فيلم "پابرهنه در بهشت"
3-"امير شهاب رضويان" براي كارگرداني فيلم "ميناي شهر خاموش"
4-"محمد مهدي عسگرپور" براي كارگرداني فيلم "اقليما"
5-"محمد حسين لطيفي" براي كارگرداني فيلم "روز سوم"
هيات داوران در اين بخش دو سيمرغ بلورين اهدا كرد:
الف: سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيات داوران به"محمد حسين لطيفي" براي كارگرداني فيلم "روز سوم"
ب: سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيات داوران به "امير شهاب رضويان" براي كارگرداني فيلم "ميناي شهر خاموش"
نامزدهاي بهترين فيلم:
1-"اتوبوس شب" به تهيه كنندگي "مهدي همايونفر"
2-"روز سوم" به تهيه كنندگي"عليرضا جلالي"
3-"ميناي شهر خاموش" به تهيه كنندگي "امير شهاب رضويان"
هيات داوران عليرغم وجود برخي شتابزدگيها سيمرغ بلورين بهترين فيلم را به" عليرضا جلالي" تهيه كننده فيلم "روز سوم" اهدا كرد.
جايزه ويژه سينماي ملي ايران به نگاه ملي:
دبيرخانه جشنواره فجر براي اهداء اين جايزه كه از امسال در ميان جوايز جشنواره پيشبيني شده است نشانههايي از وجود چنين نگاهي را در ميان آثار بخشهاي مستند و داستاني جستجو كرد و نهايتاً در بخش آثار مستند با تقدير از "وحيد موسائيان" به خاطر فيلم "سرزمين گمشده" و "منوچهر طياب" به خاطر فيلم "درياي پارس" و "محمدرضا اصلاني" براي ساخت فيلم "خاطرات پيرمرد75 ساله" و در بخش آثار داستاني با تقدير از" تك درختها" ساخته "سعيد ابراهيمي فر" و "ميناي شهر خاموش" ساخته "امير شهاب رضويان" و "روز سوم" ساخته "محمد حسين لطيفي" جايزه ويژه امسال، "سيمرغ طلايي" سينماي ايران براي نگاه ملي را به اثر ارزشمند فرش ايراني كار گروهي15 تن از كارگردانان برجسته سينماي ايران و به تهيه كننده اين فيلم "سيد رضا ميركريمي"
هيات داوران در اين خصوصو توضيح داده است: همان طور كه ميدانيد فيلم فرش ايراني به دليل داشتن كارگردانان متعدد و در بخش غير رقابتي سوداي سيمرغ (مسابقه سينماي ايران) امسال به نمايش در آمد و با استقبال وسيع علاقهمندان به سينما نيز روبرو شد.
نتايج بخش مسابقه فيلم هاي اول :
سيمرغ بلورين بهترين فيلم اول به "بهرام توكلي" كارگردان فيلم "پابرهنه در بهشت"
ديپلم افتخار فيلم اول به"محمدرضا عرب" كارگردان فيلم "آخرين ملكه زمين"
ديپلم افتخار فيلم اول به" علي وزيريان" كارگردان فيلم "خدا نزديك است"
در اين بخش همچنين ديپلم افتخار دبير جشنواره براي فيلم منتخب اول به" محمدرضا عرب" براي فيلم "آخرين ملكه زمين" اهدا شد.
نتايج بخش چشم واقعيت:
سيمرغ بلورين ويژه هيات داوران به"محمدرضا اصلاني" براي فيلم "خاطرات يك هفتاد و پنج ساله"
سيمرغ بلورين بهترين پژوهش به"پيروز كلانتري" براي فيلم "تهران چند درجه ريشتر"
سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني به "مسعود بخشي" براي فيلم "تهران انار ندارد"
دبپلم افتخار بهترين كارگرداني به"مهرداد اسكويي" براي فيلم "روزهاي بي تقويم"
سيمرغ بلورين بهترين فيلم مستند به "وحيد موسائيان" براي فيلم "سرزمين گمشده"
ديپلم افتخار ويژه هيات داوران به "محمود كياني فلاورجاني" براي فيلم "زيستن
جشنواره امسال که اصلا نچسبید. ولی امیدوارم سال سینمایی خوبی درپیش داشته باشیم.
تحلیل تاریخی روزهای انقلاب
اگر برگه های تقویم را وارسی کنیم ی خواهیم برد که چیزی به روزهای سالگرد انقلاب اسلامی ایران نمانده است. روزهایی را که افراد مختلف آن را با خاطرات متفاوتی به یاد می آورند. مردم عادی٬ سربازهای انقلابی٬ درباریان فراری٬ خانواده ی سلطنتی واگر برویم بیرون از ایران٬ سیاستمداران امریکایی همچون کارتر٬ برپینسکی٬ کسینجر٬ سالیوان٬ هویزر وخیلی ها که شاید مرده اند و یا در ویلایی در نقطه ای از این دنیا خاطره ها را برای نوه هایشان بازگو می کنند. آنروزها را همه ی دران ما به یاد دارند٬ روزهای گل و شیرینی٬ رقص و ایکوبی در صفهای بنزین٬ آمدن امام٬ شعارهای ضد شاه و ضد بختیاری که می ساختند و سر می دادند٬ همان روزهایی که حسرت نبودن شهیدان با لذت طعم انقلاب احساس شکوهمندی را می ساخت.
آنروزها هیچ کس جز امام خمینی (ره) این انقلاب و این مردم را نمی شناخت و این عدم شناخت را هم امریکاییها نشان دادند و هم سران کشورهای دیگر و نیز رجال سیاسی قدیمی کشور که امیدهایی داشتند و گاه در تبعیدگاههای مجللشان در اروا و افریقا و یا امریکا چه ناآگاهانه از کودتا و بازگشت حرف می زدند.
اقدامات سالیوان و راز قدرت باورنکردنی انقلاب ایران
آنروزها سالیوان به دنبال یافتن راهی برای بیرون راندن شاه از ایران و کنترل انقلاب ایران و خنثی سازی آن به نفع امریکا بود. این کار نتایج فوق العاده مهمی برای کاخ سفید به همراه می آورد. اول اینکه امریکا همچنان دیده بان بزرگ خود را در مقابل شوروی در اختیار داشت و سس اینکه از رتاب ترکشهای احتمالی انقلاب به سوی کشورهای همسایه ایران جلوگیری می کرد و نیز سالیوان با تغییر نظام ایران به یک نظام بی شاه در راستای شعارهای آزادیخواهانه ی کارتر می توانست صندلی ریاست جمهوری آینده امریکا را برای دموکراتها تضمین کند.
سالیوان سعی می کرد با حکومت موقت مهندس بازرگان روابطی ایجاد کند و کاری کرد که شاه را تا مدتها به امریکا راه ندادند. همان کسی که بارها و بارها امریکایی ها او را » متحد وفادار امریکا« می خواندند. همه ی این کارها برای ماندن امریکا در ایران بود. اما همه ی این کارها بی نتیجه بود. امریکا در کمال ناباوری حتی به یکی از اهداف خود نیز دست تیافت. آنها نمی توانستند بفهمند که چرا این اتفاق افتاد و نیز بعدها هم متوجه نشدند که چرا یک انقلاب نوپا بعد از ده ها ترور فردی و دسته جمعی باز هم به حیات خود ادامه می دهد و نیز امروزه هم نمی توانند حمایت مردم ایران از انقلابشان را با وجود مشکلات معیشتی فراوان و تبلیغات گسترده ی غرب متوجه شوند.
تنها راه پی بردن به راز پایداری انقلاب ایران نگاه کردن به سیصد سال اخیر تاریخ ایران و یافتن پیشوایان مبارزاتی مردم است که همه از روحانیون بزرگ زمان خود بودند و نیز بررسی رابطه ی مردم با روحانیت و تامل در تاثیرات شگرف دین و مذهب در مردم ایران در سده های مختلف٬ است.
شاه مایوس٬ فرشته ی نجات بی بال امریکایی و ژنرالهای ترسیده
درگیریها بالا گرفته بود هر شب خواب شاه با فریادهای « الله اکبر » مردم پریشان می شد. دیگر خیلی هایی که شاه احظارشان می کرد در ایران نبودند٬ همان کسانی که برای کوچکترین کاری از شاه اجازه می گرفتند. حکومت داشت از درون می شکست٬ ژنرالهای ارتش دیگر آن سگهای تازی همه فن حریف شاه نبودند که خونها به پا کردند تا پهلوی بماند. آنها در لانه های تاریک و ناامن خود لرزان در انتظار فرصتی برای فرار بودند وسیاسیون تلاش مذبوحانه ای برای نجات حکومت می کردند وهنوز به عمق فاجعه ای که در انتظارشان بود پی نبرده بودند.
کارتر در فکر بود٬ کاخ سفید پر از تضادهای دیدگاههای سیاسیون بود. سالیوان ایران بدون شاه را برای امریکا بهتر می دانست٬ ولی نه تنها به بختیار مطمئن نبود بلکه از خطرهایی که سفارت امریکا را تهدید می کرد٬ می هراسید. هویزر بالاخره آمد ولی نه مانند روزولت در ۲۵ سال پیش با جمدانی پر از پول و با اختیارات تام برای نجات محمدرضا آمده بود. سایه ی سنگین سالیوان بالای سر این ژنرال مغرور و قدرتمند امریکایی شرایط سخت ایران را برایش سختتر می کرد. در این میان تی کمی جرات و شهامت در چشمان ژنرالهای پوشالی ارتش شاهنشاهی نمی دید تا کمی امیدوار شود تا اینکه٬ بالاخره دل از ایران کند و وقتی که در هواپیمای سی-۱۳۰ امریکایی در باند فرودگاه مهرآباد نشسته بود٬ می دانست که دیگر ایران هیچگاه شاه را به خود نخواهد دید.
شاه هم خیلی قبل از آن با ناامیدی از هویزر با هواپیمای شاهین در لحظاتی ناراحت کننده و دردناک برای او و درباریان از ایران خارج شد. در آن زمان هویزر در دفتر قره باغی با ژنرالهای ارتش جلسه داشت. این ناامیده شاه زمانی دامن زده شد که بیماری سرطان او ٬ بیش از پیش او را می آزرد. انورسادات در مصر شاه را پذیرفت و بعد به ملک حسن در مغرب پاس داد٬ خیلی زود این پادشاه شیک پوش مغربی هم به تنگ آمد و شاه در دامان باهامانی هایی افتاد که بویی از آدابدانی سلاطین نبرده بودند و او را فقط برای پولهایش پذیرفتند. بعد از آن شاه به تنگ آمد و در خواست کرد که حتما باید به امریکا برود و در کالیفرنیا به دیدار مادرش بود و با او زندگی کند و یا حداقل به مکزیک که نزدیک کالیفرنیا بود٬ برود. اردشیر زاهدی این درخواست را به گوش امریکاییها رساند. در این اثنا کسینجر که از این بی اعتنایی امریکاییها نسبت به شاه به نتگ آمده بود با شرکت در یک مصاحبه ی تلویزیونی روی نقطه ی حساس سیاست امریکا انگشت گذاشت و گفت:« دیگر دوستان ما در خاورمیانه چطور می توانند به ما تکیه کنند.» با این حرکت او امریکا با اکراه٬ ریاست جمهور مکزیک را مجبور به پذیرفتن شاه کرد و شاه بعد از مدتها در بدری به آرامشی نسبی رسید ولی سرطان نمی گذاشت او آرام باشد. البته انقلاب در زمانی که شاه در مغرب بود به پیروزی رسیده بود.
مریضی شاه بالا گرفته بود و امریکا بهترین مکان برای درمان او بود. دوباره رایزنی ها شروع شد و امریکا بالاخره اجازه ورود به شاه داد. در روزهایی که امریکا در فرودگاه ک.چک و دور افتاده ای به نام فورت لاوریل میزبان شاه مخلوع ایران بود٬ کسی پیش بینی نمی کرد که وجود آن مرد بی اثر و مریض در امریکا بهانه ی «انقلاب دوم» در ایران می شود. دانشجویان بعد از ورود شاه به امریکا به سفارت امریکا ریختند و کارتر را با چالش بزرگی روبرو ساختند که تا انتهای ریاست جمهوریش همراه او بود٬ دولت بازرگان سقوط کرد و انقلاب با قدرت٬ امریکا و دخالتهایش را پس زد. همه این اتفاقها با هم افتادند و معادلات روز دنیا را به کلی تغییر دادند.
این مقاله ای است از من که چندی پیش در روزنامه ای به چاپ رسید٬ بدلیل مناسبتش با این روزها گذاشتمش اینجا. موفق باشید.
روزنامه معتبر «اكونوميست»، در تحليلي به موضوع حمله احتمالي آمريكا به ايران پرداخته و ضمن منفيباف خواندن كساني كه شرايط امروز چالش ايران و آمريكا را مشابه ماههاي پيش از جنگ عراق ميدانند، اين موضوع را بررسي كردهاند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» در اين تحليل آمده است: منفينگرها بر اين باورند كه چنين موقعيتي را پيش از اين هم ديدهاند. ايران در حال پيش بردن يك برنامه اتمي است كه خارجيها معتقدند به قصد توليد بمب است و ايرانيان اصرار دارند كه اينگونه نيست. آمريكا مرتب مواضع تهديدكنندهاي را در پيش ميگيرد. عدهاي از نهادهاي غيردولتي مانند گروهي از متفكران انگليسي كه گزارشي را درباره اين مسئله در 5 فوريه منتشر كردند، نگرانند كه يك رويارويي نظامي با ايران، ميتواند منجر به ايجاد موقعيتي بدتر شود كه در آن، غيرنظاميان باز هم قربانيهاي اصلي هستند.
در مقايسه با عراق، علاوه بر تشابهها، تفاوتهاي بسياري نيز وجود دارد؛ عراقي كه حدس زده ميشد صدام حسين، رئيسجمهور داراي سلاحهاي شيميايي و بيولوژيك است كه جزو دلايل آمريكا در حمله به عراق نيز بود. ايران نيز با اين تصور كه تا چند سال آينده به سلاح هستهاي دست پيدا ميكند، باعث بروز نگرانيهايي شده است. اين چنين سلاحي در دست حكومتي كه موجوديت اسرائيل را انكار ميكند، باعث نگراني غربيها و بسياري از همسايگان اين كشور شده كه از قدرتمند شدن بيش از حد ايران، هراسانند، اما كسي گمان نميكند كه آمريكا به ايران حمله كند و يا حدسيات بر اين پايه است كه حمله از هوا و احتمالا با همكاري اسرائيل، متحد آمريكا، صورت ميگيرد.
به تازگي «رابرت گيتس»، وزير دفاع جديد آمريكا به روشني گفت كه ما طرحي براي حمله به ايران نداريم.
اما عدهاي نگرانند كه افزايش تنشها، وقوع يك جنگ طرحريزينشده را محتملتر ميكند. دولت آمريكا موضعگيريهاي قاطعي را در مورد نفوذ ايران در عراق انجام داده كه اين اظهارنظرها همراه با نمايشهاي نظامي در منطقه بوده است. در چنين فضاي گرفتهاي، وقايع كوچك مانند دستگيري اخير ايرانيان توسط سربازان آمريكايي در يك مقر ديپلماتيك در شمال عراق، به توجيهي براي گسترش روياروييها تبديل شدهاند.
ايران نيز از گلآلود كردن بيشتر اين آب چندان ناراضي نيست. در سالگرد انقلاب اسلامي اين كشور، امسال گفته ميشود كه ايران در بحث هستهاي گامهاي مهمي را رو به جلو خواهد داشت كه به نوبه خود، باعث تشويق بيشتر آمريكا و اسرائيل ميشود كه ميگويند براي توقف ايران، مداخله نظامي الزامي است.
در آمريكا عده زيادي به شدت نگران اشتباه درباره ايران هستند. در روزهاي اخير، دو نامزد دمكرات انتخابات 2008 آمريكا؛ يعني «هيلاري كلينتون» و «جان ادواردز» روشن كردند كه با حمله مخالفند، هرچند تقريبا همه رهبران آمريكا در هر دو حزب بر اين باورند كه نبايد هيچ گزينهاي دايم حذف شود؛ خانم كلينتون خواستار گفتوگوي بيشتر و ادواردز خواهان همكاري با اروپا و ديگر متحدان براي انزواي ايران است.
اما نومحافظهكاران و برخي محافظهكاران سنتي كه از بوش گوش شنوايي دارند، ميگويند: ايران به شدت غيرقابلاعتماد است و از هر بازي ديپلماتيك براي در اختيار گرفتن زمان استفاده ميكند. آنها همچنين هشدار دادهاند كه در ماه دسامبر، روسيه و چين قطعنامه ضعيف سازمان ملل را تصويب كردند و اقدام ديپلماتيك توسط اين دو قدرت و به ويژه روسيه، سد خواهد شد.
عربستان نيز با ثابت و پايين نگه داشتن قيمت نفت، سعي در تضعيف ايران دارد. عدهاي نيز نشانههاي خوشبينانهاي را در بحرانهاي اخير در ايران و از سوي احمدينژاد ميبينند. او با قول بهبود وضعيت فقر انتخاب شد، اما هم اكنون در حال از دست دادن محبوبيت خود است.
اما هيچ نشانهاي از تزلزل حكومت و رژيم ايران ديده نميشود. دولت بوش هم در اولويتبندي نحوه برخوردش با ايران دچار ترديد است. هرگونه درگيري دستكم ميتواند باعث مشكلات بيشتر در عراق، اسرائيل و فلسطين و افزايش قيمت نفت شود. اين امر همچنين باعث تيرگي روابط آمريكا با مسلمانان و ديگر مردم جهان خواهد شد.
این تحلیل اکونومیست٬ تحلیل جامعی است که تقریبا تمام عناصر دخیل در رابطه امریکا و ایران را شامل می شود. بی شک در حال حاضر اراده ی از پیش برنامه ریزی شده ای در امریکا برای مقابله با ایران وجود ندارد اما تحرکات اخیر و مشکوک امریکا یقینا برای ایجاد آمادگی نیروهای خود در منطقه است تا اگر اتفاق غیرقابل پیشبینی رخ داد٬ غافلگیر نشوند و بتوانند ابتکار عمل را به دست بگیرند.
در حال حاضر نگران بودن در مورد حمله ی امریکا بی مورد است اما ایران نباید فرصت سوزی کند و مرتکب اشتباه بزرگی شود. دولت در عین پافشاری روی حق هسته ای و اقتدار خود در مذاکرات٬ نباید باعث اصطکاک بیشتر بین ایران و غرب شود. درست است که آنها نمی توانند ما را ازبین ببرند٬ ولی اشتباه و تندروی در مواضع هم مشکلات بزرگی را برایمان پیش می آورد که حل آنها از دایره ی قدرت ما خارج است٬ که یکی از آن عزم در کاهش قیمت نفت است که بی شک اوضاع شکننده ای را برای ما بوجود خواهد آورد.
پس از آنكه سانحه نيشابور اتفاق افتاد، به علت حساسيت افكار عمومي و مسئولان و مجلس، تقريبا تمامي نهادهاي نظارتي مشغول بررسي و تحقيقوتفحص درباره اين موضوع شدند...
تا ساعت ده صبح حتي خون از دماغ كسي نيامده بود. ولي اصل حادثه به خاطر انفجار بود. ببينيد در ده سال گذشته تعداد مسافراني كه در راهآهن كشته شدهاند به عدد انگشتان يك دست هم نميرسد و در اين حادثه هم مسافري كشته نشد. بلكه مأموراني كه براي امداد و خدمات آمده بودند و مردمي كه در محل جمع شده و از اهالي روستاهاي اطراف بودند، كشته شدند...
هيچ كدام از افراد دستگير شده با هيچ كدام از مديران ارشد راهآهن نسبت سببي و يا نسبي نداشتند و اينكه يكي از آنان خواهرزاده من بود و يا ديگر موارد، دروغ است.
اينها مديراني بودند كه براي انتصابشان تمامي مراجع نظارتي تاييديه خود را داده بودند...
يكي از آنان در وزارت راه بود و ديگري در وزارت بازرگاني كه به راهآهن منتقل شده بودند. الان هم اگر اين حادثه براي آنها اتفاق نيفتاده بود، من همان نظر قبلي را درباره آنان داشتم ولي متأسفانه آنان دچار لغزش شدند و اين طور نبوده كه آنها فيذاته انسانهاي فاسدي باشند.
قضيه لغزش آنان هم از اين قرار بود كه اينها سهامدار دو شركتي بودند كه با راهآهن كار ميكردند. سهامدار عمده هم بودند. قراردادهايي هم كه با راهآهن بسته بودند، مشمول قانون منع مداخله ميشده و پولي هم كه برداشته بودند از آن شركتها بوده نه از راهآهن و اين كه آنها شركتي زدند كه سهامدار عمدهاش بودند و وارد معامله با راهآهن شدندتخلف بوده . البته در همين دستگيري هم ما با وزارت اطلاعات همكاري لازم را داشتيم...
ايشان در اين دولت معاون من نشدهاند. نزديك به پنج سال است كه معاون من هستند معاون يادشده قبل از اينكه به راهآهن بيايد، مديرعامل يكي از شركت هاي وزارت بازرگاني بوده كه كارهاي حملونقلي و خدماتي ميكرد. پيش از آن هم در وزارت راه، مديرعامل شركت حملونقل جمهوري اسلامي بود و پيش تر از آن هم كه در سپاه بودند. پس ايشان را من در زمان دولت فعلي به عنوان معاون خودم انتخاب نكردهام كه بگوييم در صدد جمعآوري و انتخاب حامي در دولت براي خودم بودهام...
(از بازتاب)
بنا بر اين گزارش، جاري شدن سيل در برخي مناطق تهران، از جمله جنتآباد، به دليل عدم آمادگي شهرداري و مسدود و نيمهمسدود بودن كانالهاي آب بود كه به جاري شدن سيل در برخي خيابانها انجاميد و دهها باب خانههاي تعدادي از شهروندان تهراني آسيب ديد كه بنا بر اظهار شاهدان، ارتفاع آب در تعدادي از منازل به يك متر ميرسيد.
با اين حال، به علت فقدان پمپهاي تخليه آب در شهرداري منطقه 4 تهران و همچنين دير رسيدن و اقدام نكردن جدي نيروهاي آتشنشان، مشكلات بسياري براي شهروندان تهراني ايجاد شد.
در برخي از معابر تهران نيز نبود مسير مناسب براي تخليه آب، موجب جاري شدن سيل در سطح خيابان و بزرگراه شد كه تصادفات زيادي را به دنبال داشت.
نبود آمادگي و امكانات اوليه در شهرداري و آتشنشاني تهران، وضعيت پايتخت كشور براي رويارويي با حوادث طبيعي و غيرطبيعي را با ترديد روبهرو ساخته است.( از سایت بازتاب)
این نابسامانی ها هر روز به چشم شهروندان در تمام نقاط کشور می آید و محدود به شهرداری و ارگانهای مربوط به آن نیست. عدم اهمیت دادن به راحتی و آسایش مردم و متحد نبودن در این زمینه باعث شده است مشکلات مردم در ارتباط با این رفتار ناهمگون ارگانهای دولتی برای مسئولین موضوع جدی نباشد.
این نابسامانی ها و عدم برنامه ریزی ها و البته آموزش نامناسب کارکنان این سازمانها و ارگانها همیشه وجود دارد و در همچنین حوادثی خودش را نشان می دهد. ما باید در این مورد به نسخه های کشورهایی همچون ژاپن و امریکا که حوادث طبیعی و غیر طبیعی فراوانی دارند رجوع کنیم تا با ارائه خدمات مناسب باعث کاهش مشکلات مردم و آسایش آنها شویم. البته شهردارهای ضهرهایمان چون به طور مستقیم از طرف مردم انتخاب نمی شوند٬ برایشان رای مردم علی السبیه است و اهمیت چندانی برایشان ندارد٬ اما در کشورهای پیشرفته بدلیل اینکه شهردار باید از مردم رای بگیرد مجبور است با ارائه خدمات بسیار آنها را خوشنود سازد تا آرای لازم را جمع آوری کند.
امروز ما همه می دانیم که ارائه خدمات به شهروندان عزیز ایران در میان مدیران چندان جدی نیست و همین جدی نگرفتنها باعث شده ایران در خدمات شهری و مدیریت شهرداریها و سایر خدمات رفاهی و حیاتی در جایگاهی شایسته ای نباشد. ما اگر ایران پیشرفته و موفق می خواهیم باید به این پارامترهای مهم و حباتی اهمیت بدهیم تا مردم موفقیتهای کشورشان در اقتصاد و تکنولوژی را در زندگی روزمره شان احساس کنند.
لابي صهيونيستي و نومحافظهكاران، در تلاشند تا جمهوريخواهان و دمكراتهاي ايالات متحده را براي حمله آمريكا به ايران در زمان مناسب، متحد كنند.
يك منبع نزديك به حزب دمكرات آمريكا، روز شنبه به خبرنگار بازتاب انگليسي در واشنگتن گفت: لابي اسرائيل و پنتاگون، علاوه بر رايزنيهاي گسترده سياسي، در حال هزينه كردن منابع مالي فراواني هستند تا افكار عمومي آمريكا را براي از بين بردن ايران، متقاعد سازند.

به گفته اين منبع آگاه كه خواست نامش فاش نشود، دستگاه تبليغاتي آمريكا مأموريت يافته است تا ايران را عامل كشتار سربازان آمريكايي در عراق و بزرگترين تهديد جدي آمريكاييان معرفي و از اين راه در افكار عمومي اين كشور، انتظار برخورد جدي با ايران را ايجاد كند.
به گفته اين منبع آگاه، اكنون بسياري از اعضاي حزب دمكرات آمريكا متقاعد شدهاند كه بايد به ايران حمله نظامي شود، ولي براي حفظ وجهه ضدجنگ خود، اصرار دارند اين اقدام به دست جورج بوش و نه حكومت دمكراتها انجام شود و با اين حساب، به احتمال بسيار زياد، بوش براي حمله، موافقت نهايي كنگره را هم به دست خواهد آورد.
وي اظهار داشت: به نظر ميرسد برخي موضعگيريهاي تند از سوي برخي مقامات ايراني، جنگطلبان آمريكا را در دستيابي به هدف غيرانسانيشان كمك ميكند و آن دسته از مقامات ايراني كه همواره خواهان صلح و ثبات در منطقه بودهاند، بايد ابتكاراتي به خرج دهند تا جنگطلبان آمريكايي را در به راه انداختن جنگي كه هر دو كشور در آن زيان جدي ميبينند، ناكام گذارند.
اين منبع آمريكايي در پايان گفت: بديهي است ابتكارات ضدجنگ در ايران، جز با همكاري نيروهاي پرنفوذ و عقلگرا در آمريكا به ثمر نخواهد نشست.
گفتني است، رئيسجمهور ايران نيز در گفتوگوي ويژه خبري خود با سيما پيشبيني كرد، با جلوگيري عقلاي ايالات متحده، موضوع تهديد ايران منتفي خواهد شد.
(از سایت بازتاب)
پشت نقاب ضد جنگ هيلاري كلينتون چه ميگذرد؟
هيلاري كلينتون، در حالي براي برگزيده شدن از سوي دمكراتها بر ايدههاي ضد جنگ پافشاري ميكرد كه در نشست لابي صهيونيستهاي آمريكا، بر لزوم حفظ گزينهها تهديد نظامي ايران، تأكيد كرده است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «آسوشيتدپرس»، روز جمعه سناتور هيلاري كلينتون در جمع دمكراتها گفت كه اگر در سال 2002 به عنوان رئيسجمهور برگزيده شده بود، به عراق حمله نميكرد و اگر هم در انتخابات آينده پيروز شود، به اين جنگ پايان خواهد داد. به نظر ميرسد تلاش وي براي حذف رقبايي مانند «جان ادواردز» است كه در حزب دمكرات، جنبش ضدجنگي را به راه انداختهاند.
كلينتون كه در موردي هم براي اينكه از ديگران بيشتر تأثيرگذار باشد، صداي خود را بالا ميبرد، گفت: درخواستهاي «جان ادواردز» و ديگران براي قطع بودجه نيروهاي بوش در سنايي ناهمگون شانس كمي براي تصويب دارد.
هيلاري در حالي روز جمعه در جلسه كميته ملي دمكراتها اين سخنان را به زبان آورد كه روز پيش از آنف در ضيافت شام «آيپك»، خواستار سياست واحد و شفاف آمريكا در برابر برنامه هستهاي ايران شده و گفته بود: «ما نميتوانيم، نبايد و نميگذاريم كه ايران به سلاح هستهاي دست يابد. ما بايد از همه ابزارهاي در دسترس خود از جمله ابزارهاي ديپلماتيك، اقتصادي به اضافه تهديد به استفاده از قدرت نظامي، بهره گيريم».
(قسمتی از خبر سایت بازتاب) متن کامل خبر
اتفاقات شگفت انگیزی اتفاق افتاده است٬ اگر این خبر بازتاب صحیح باشد و در امریکا ائتلافی برای نابودی ایران بین دموکراتها و جمهوریخواهان ایجاد شده باشد باید منتظر تحرکات آشکار دیگری باشیم که اتفاقا باید از سوی دموکراتها باشد٬ البته سخنرانی هیلاری کلینتون در آیپک(لابی صهیونیست) یک حرکت حیرت انگیز از سوی این دموکرات فرصت طلب بود که البته به دلیل قصد نامزدی وی در انتخابات ریاست جمهوری امریکا چندان قابل اتکا نیست٬ اما فضای ضد جنگ در امریکا را قظعا شکسته است و این موضوع جدیدی است که در محافل سیاسی جهان حتما بحث کهنه ی ایران و امریکا را دامن می زند.
در این بین خوشنودترین ها به طور قطع اسراییل و کشورهای عربی همچون مصر و عربستان هستند که قدرت و نفوذ ایران در منطقه را تاب نمی آورند. اسراییل پس از شکست سنگین در جنگ با حزب الله تنها راه ممکن برای شکست این گروه مسلح و چریکی را نابودی ایران می داند و مصر و عربستان و کم و بیش تمام کشورهای عربی حوزه ی خلیج فارس از نفوذ ایران در عراق و لبنان ترسیده اند و نابودی ایران را کاملا در جهت منافع خودشان می بینند.
و اما امریکا آیا کشش یک همچنان جنگی را دارد یا خیر؟ امریکا در سالها اخیر آنچنان در عراق و افغانستان درگیر بوده است و البته خواهد بود که گمان می کنم این فکر برای آنها واقعا ابلهانه است. قدرت فوق العاده ایران چه در زمینه ی نظامی و چه در زمینه ی نفوذ سیاسی در منطقه عاملی است که امر یکا را از پرداختن به این کابوس بزرگ باز می دارد. ایران به طور قطع نه افغانستان درگیر جنگ داخلی است و نه عراق گرسنه و خسته ی صدام زده. ایران در راه پیشرفت است و از نظر اقتصادی در حال پیشرفت و ترقی. ایران بی شک قدرت نخست تاثیرگذار در منطقه است که می تواند با کمترین تحرک خود٬ عراق و افغانستان را برای امریکایی ها جهنم سوزانی کند که آنها در آن ذوب شوند. ایران با حرکت دست به عصای خود در سیاست جهانی نمی خواهد بهانه ای دست امریکا دهد٬ وگرنه کارهای بسیاری از دست ایران برخواهد آمد که اگر فکر جنگ به ذهن امریکایی ها خطور کند می تواند از آنها استفاده کند.
مع الوصف گمان نمی کنم این ائتلاف در امریکا بر علیه ایران تداوم یابد. اما خطر امریکا مطمئنا جدی است و آنها در پی راهی برای مقابله با ایران هستند٬ البته نه از راه نظامی٬ لااقل در این زمان.
سعيد ابوطالب نماينده مردم تهران در گفتوگو با مهر با بيان اين مطلب، اظهار داشت: اکنون اعضاي کميسيون فرهنگي براي اقدامات بعدي منتظر پاسخ رئيسجمهور به نامه اين کميسيون هستند.
متن کامل خبر
قبلا خبرهایی در مورد آقای مشایی داده بودیم٬ این نامه هم در نوع خودش بسیار جالب و بی سابقه است. باید دید آقای احمدی نژاد چه جوابی به این نامه ی مجلسیها می دهد. امکان برکناری مشایی به نظر زیاد شده است و بعید می دانم چند صباحی بیشتر او را معاون رئیس جمهوری ببینیم. ولی با این حال باید نشست و دید چه می شود.
یاحسین
فرارسیدن ایام شهادت سالارشهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
را به تمام دوستداران آن حضرت تسلیت می گویم.

ویژه نامه ی خیمه ی محرم سایت بازتاب
انشاالله سعی می کنم عکسهایی از عزاداریهای عاشورا و تاسوعای حسینی تهیه کنم و بر روی وبلاگ قرار دهم. به امید قبول عزادارایی هایمان یا علی مدد.
روزنامه «واشنگتنتايمز» و سايت «آنتيوار» امروز نتايج جالب يك نظرسنجي را منتشر كردند كه بنا بر آن، مردم ايران و آمريكا ديدگاه مشتركي با هم دارند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، بنا بر نظرسنجيها، مردم آمريكا و ايران نسبت به روابط همديگر كمي مشكوكند، اما درباره سياست اتمي، جنگ با تروريسم و ديگر مسائل عمده، اختلافات چنداني ندارند. دولت آمريكا، ايران را يك جمهوري اسلامي و مهمترين حامي تروريسم ميداند، اما نظرسنجيهايي كه ديروز منتشر شد، نشان داد كه ايرانيها نيز نگران تروريسم اسلامي هستند.
حدود شش نفر از هر ده ايراني، خطر تروريسم اسلامگرايان افراطي را خطرناك و مهم دانسته بودند كه از هر ده آمريكايي نيز، نه نفر اين اعتقاد را داشتهاند. آمريكاييها و ايرانيها، هر دو نظر خوبي نسبت به «اسامه بن لادن»، رهبر «القاعده» ندارند. اين نظرسنجيها توسط مؤسسه «World public.org» با مشاركت گروه جلوگيري از مناقشات (Search for common ground) انجام شده است. (از سایت بازتاب) متن کامل خبر
این نتایج به نظر من بسیاری از آن کم و بیش برای تمام مردم دنیا صادق است. این نتایج نشان می دهد که مردم از جنگ و خونریزی بیزار هستند و مسئله حمله امریکا به ایران برای مردم هر دو کشور یک مشکل است که همیشه به آن می اندیشند. خستگی مردم ایران و امریکا و نیز تمام مردم دنیا از جنگ حقیقتی است که وجود دارد و متاسفانه دولت کنونی امریکا نمی خواهد دست از ماجراجوییهای وحشتناکش بردارد. آنها با بهانه هایی احمقانه به کشورها حمله می کنند و مدام از آوردن آزادی و رفاه حرف می زنند. امروزه با وجود ناامنی وحشتناکی که در عراق موج می زند٬ دیگر دم زدن از رفاه و آزادی یک شوخی کثیف است.
این نظرسنجی ها به همه ی دولت مردان در تمام دنیا هشدار می دهد که باید چاره ای برای پدیده ی تروریسم بجویند٬ البته نه مانند چاره جویی امریکایی ها بعد از یازده سپتامبر.
در آخر باید عرض کنم که در دنیا گرچه رسانه ها بر افکار و اعتقادهای مردم تاثیرگذار هستند٬ ولی مردم هیچگاه فطرت پاک خودشان را از دست نداده اند٬ سرانجام حقیقت را می یابند و از آن حمایت می کنند.
نفت و خوشخدمتي عربستان به آمريكا عليه ايران
تاجران نفتي بر اين باورند كه تصميم عربستان براي جلوگيري نكردن از ادامه افت قيمت نفت، بيشتر از اينكه دلايل اقتصادي داشته باشد، مرتبط با ايران است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «نيوزويك»، اين ادعاها در روزهاي اخير با رد برگزاري جلسه ويژه «اوپك» از سوي وزير نفت عربستان تقويت شد. وي اعلام كرد: اين كشور قصد افزايش توليد را نيز دارد كه قيمتها را پايينتر خواهد آورد.
«ابراهيم النعيمي»، وزير نفت عربستان، حتي در سفر اخير خود به هند گفت: روند تغييرات قيمت نفت در مسير درستي است، اما نه براي ايرانيان.
علاوه بر اين، تاجران معتقدند كه سعوديها به تنهايي اين كار را انجام نميدهند و ديگر كشورهاي توليدكننده نفت تحت حاكميت سنيها و آمريكا نيز در كنار او هستند. آنان بر اين باورند كه اين امر، باعث ضربه زدن به اقتصاد ايران شيعي شده و بحراني داخلي را براي احمدينژاد، رئيسجمهور ايران به وجود ميآورد كه محبوبيت وي در ايران در حال كاهش است. آنها همچنين دلايل خوبي دارند كه آمريكا ميخواهد عرصه مالي را بر ايران تنگ كرده و همزمان با آن، سعوديها نيز درآمد نفتي ايران را كاهش ميدهند.
براي سعوديها كه از تمايلات مذهبي، ژئوپلتيك و اتمي ايران در هراسند، تصميم براي كاهش قيمت نفت مزايايي دارد كه بزرگترين آن، محروم كردن ايران از دستيابي به ارز است. اين امر همچنين ميتواند باعث ناآراميهايي در كشور شود و همچنين به آمريكا نشان ميدهد كه اقدام نظامي لزومي ندارد. سعوديها به شدت اين مسائل را انكار ميكنند و تنها استدلالات اقتصادي را دخيل ميدانند كه البته كسي چندان اين حرفها را باور نميكند.
يكي از تاجران نفتي ميگويد: «اگر در شرايط عادي، قيمت نفت به اين شدت شروع به كاهش ميكرد (17 درصد در چند ماه گذشته)، عربستان سريعا درخواست جلسه اضطراري اوپك را ميكرد. پس حتما موضوع ديگري در ميان است كه احتمالا ايران باشد».
ايران، دومين توليدكننده بزرگ نفت هم در كوتاهمدت و هم در بلندمدت داراي مشكل است. ذخاير نفتي ايران، بسيار سريعتر از عربستان در حال كاهش است، حال آنكه استخراج يك بشكه نفت براي عربستان، 2 تا 3 دلار و براي ايران 15 تا 18 دلار هزينه دارد.
بازار داخلي ايران هم به ويژه با توجه به مصرف سوخت و جمعيت اين كشور هم بازار بزرگي است كه عربستان اين مشكلات را ندارد. ايران پس از آمريكا، دومين واردكننده بنزين در جهان است و مشكلات اقتصادي ديگري نيز دارد كه تورم و بيكاري و... از آن جمله است.
در همين حال، آمريكا كه از كاهش محبوبيت احمدينژاد به شدت استقبال ميكند، به عربستان اجازه ميدهد تا همين روند را ادامه دهد.
يكي از تاجران نفتي بر اين باور است كه آمريكا و عربستان در سفر اخير چني به اين كشور به توافقي سري دست يافتهاند.
گستاخی بی سابقه وزير سعودی عليه ايران
شاهزاده سعود ال فيصل، وزير امور خارجه عربستان سعودی، ضمن بيان هشداری درباره تجزيه عراق، خطاب به ايران گفت که در امور اعراب، «مداخله» نکند.
به گزارش رادیو فردا وزير امورخارجه عربستان در مصاحبه با روزنامه فيگارو که روز چهارشنبه منتشر شد، با واژه هايی تند از آنچه «دخالت» ايران در امور عراق می خواند انتقاد کرد.
وی همچنين با انتقاد از طرح دولت فرانسه برای گسيل داشتن فرستاده ای به تهران برای مذاکره درباره بحران لبنان گفت که اجرای اين طرح «تاييدی است بر اينکه ايران می تواند در دنيای عرب دخالت کند.»
سال گذشته گزارش هايی منتشر شد مبنی بر اينکه عربستان سعودی، به ايالات متحده آمريکا هشدار داده است که اگر نيروهايش را از عراق خارج کند، از شورشيان سنی مذهب عراق حمايت خواهد کرد تا در برابر شيعيان عراقی مقاومت کند. اين گزارش از سوی آمريکا و عربستان تکذيب شد.
اما به گزارش خبرگزاری آسوشيئتدپرس، شهروندان ثروتمند سنی مذهب عربستان، همين حالا نيز با فرستادن پول از گروههای سنی عراقی حمايت می کنند.
«تجزيه عراق برای عربستان سعودی قابل پذيرش نيست و به شکلی قطعی بايد جلوی اين کار گرفته شود.»
( خبرها از سایت بازتاب است)
باید بگویم که انگار خبرهایی است. این اعراب تندرو و ناسیونالیسم از یک چیزی ترسیده اند که تا این مقدار واکنش نشان می دهند. احتمالا بازهم امریکا آنها را از نفوذ عقیدتی ایران و مذهب تشیع در بلاد اسلامی ترسانده است. البته تحلیل رفتن اقتدار حکومتی آل سعود و راه یافتن تفکرات آزادیخواهانه در عربستان هم باعث حساس شدن عربهای ثروتمند عربستان شده است ونیز انجام اصلاحات در حکومتهای شیخ نشینان خلیج فارس این حساسیت را در میان سران حکومت سعودی بیشتر نیز کرده است. در این میان پیروزی بزرگ حزب الله که یک گروه شیعی است بر اسراییل یهودی از سران شیعه اسطوره ای بزرگ برای مسلمانان ساخته است و هم این فکر که یک گروه شیعی کاری را که دولتهای عرب سنی نتوانستند انجام دهند را توانسته به خوبی به سرانجام برساند ٬آنها را آزار می دهد.
حال که همه ی سرنخها و به قول سعودیها توطئه ها از ایران است باید ایران را دچار مشکل کرد که بهترین راه همان کاهش درآمدهای نفتی ایران است. این کار باعث کاهش نفوذ ایران در منطقه می شود و ایران را مشغول کارهای خود می کند. این بهترین چاره برای ترس عربها است که علی القاعده درست هم هست.
حال در این میان باید دید ایران چه باید بکند؟ بحث و گفتگو با عربستان همیشه راه خوبی برای حل مشکلات بوده است و نیز ایران باید تحرکاتش در زمینه ی اتخاذ دیپلماسی در جهان اسلام را با دقت انجام دهد٬ فعلا نفت شاهراه حیاتی ماست که باید قیمت بالای آن حفظ شود. باید دید که این عربها چه خواهند کرد و البته دیپلماسی به قول آقای احمدی نژاد«فعال» چه چاره ای می اندیشد.
دكتر احمدينژاد درباره صدور قطعنامه عليه كشور در فاصله پنج ماه اخير در شوراي امنيت اظهار داشت: ما همه تلاشمان را ميكنيم كه قطعنامه سوم تصويب نشود، اما اگر هم تصويب شد، هيچ اهميت و تأثيري ندارد. تعدادي از كشورهاي جهان به ما گفتهاند كه حتي اگر ايران تحريم هم بشود، با ما رابطه اقتصادي خود را حفظ خواهند كرد.
رئيسجمهور در پاسخ به شگفتي مجري برنامه كه پرسيد: آقاي احمدينژاد شما واقعا با وجود اين تهديدات و مشكلات خارجي، نگران كشور نيستيد، گفت: نه، من اصلا نگران نيستم و هيچ اتفاقي نخواهد افتاد.( از سایت بازتاب) متن کامل خبر
در ابتدا باید بگویم لحن تحریر خبر توسط سایت بازتاب تا حدود زیادی غلو آمیز است. این گونه خبرپردازی ها به اطلاع رسانی درست و منطقی آسیب می زند. درست است بسیاری از محورهای این گفتگو٬ جای سؤال دارد٬ ولی اینگونه تعمد در بزرگنمایی هم اشتباه است.
حال باید در مورد این صحبتها که به طور مستقیم تا قسمتی از آن را نگاه کردم٬ یگویم که آقای احمدی نژاد وخامت اوضاع را درک نمی کنند و همچنان در پیش گرفتن مشی احساسی را برخود فرض می دانند.(استنباط من) ونیز ایشان واقعیت گرانی و مشکلات اقتصادی را باید بپذیرند و در مورد آن با صاحب نظران مخالف دیدگاه خود نیز به بحث بنشینند.
و اما بنزین ٬ به عقیده ی من٬ اتخاذ تصمیمات دولت در مورد مسئله بنزین منطقی و اصولی است و باید بپذیریم که این پروسه فرصت زیادی می خواهد تا به نتیجه ی مطلوب برسد. البته پیگیری و حساسیت مجلس را هم می طلبد.
در مورد سیاست خارجی هم باید گفت که اشتباهات ایران در بحث هسته ای و وارد شدن در مباحثی مثل هولوکاست و سخنرانی های تند و احساسی آقای احمدی نژاد گرچه صدمات زیادی به روابط دیپلماتیک کشور زد٬ ولی در مواردی به خصوص در مورد پویایی سیاست خارجی در امریکای لاتین این دولت بسیار فعال بوده است.
اما باید گفت استدلال آقای احمدی نژاد در مورد عدم حمله امریکا به ایران صحیح نیست و بوش در بسیاری از موارد ثابت کرده است که کارهای نامعقولانه ای را انجام می دهد و ما نباید به دیگران در مورد اینگونه مسائل تکیه کنیم. آقای احمدی نژاد باید در مورد امریکا و واکنشهای احتمالی آن با دیگران هم همکلام شوند٬ پیشبینی در این مورد بسیار سخت است.
احترام به مخاطب رمز رسیدن به جشنوارهای استاندارد است( رضا داد )
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر ، وی خاطر نشان کرد : اگر در نمایش فیلم ها بی نظمی ایجاد شود به مشکلی آزار دهنده برای مخاطبان، صاحبان فیلم ها و مسئولین جشنواره مبدل می شود، امیدوارم دوستان تهیهکننده به این مساله واقف باشند تا تغییرات برنامه نمایش فیلمها به صفر برسد اگرچه طراحی سئانس فوق العاده تنها راه حل این امر است، اما به هر حال سئانس های فوق العاده نیز مشکلات و مسائل خاص خود را دارد و تماشاگران را به مشکلاتی رو به رو میکند.
(از سایت جشنواره) متن کامل خبر

عماد افروغ نماينده تهران و رئيس کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با مهر اظهار داشت: جرياني که به نام اصولگرا بعد از دوم خرداد 76 شکل گرفت و تلاش هاي آن منجر به شکل گيري شوراي شهر دوم و مجلس هفتم و دولت نهم شد، متعلق به اصولگرايان خلاق و نقاد است.
وي افزود: اين جريان خلاق بعد از شکل گيري دولت نهم به فعاليت خود ادامه داد و رويکرد نقادانه را کنار نگذاشت و به توجيه و تطهير سياست ها نپرداخت؛ اما برخي خط دهندگان جريان اصولگرايي در مجلس که با مواضع متفاوت به اين جبهه پيوستهاند، با آغاز به کار دولت جديد، بحث نقد و نقادي را پايان يافته تلقي کرده و به سرنوشت جريان دوم خرداد گرفتار شدند.
(از سایت بازتاب)
بالاخره این اتفاق باید می افتاد. در این مدت که پدرخوانده های مجلس با سنگ اندازی در مقابل نماینده های منتقد راه را برای دولت باز گذاشته بودند ولی بعد از این مدت دیگر تحمل اشتباهات دولت و عدم نقد آن از طرف نمایندگان ممکن نبود و بالاخره اتفاقی که نباید می افتاد٬ افتاد و اصولگرایان انشعاب پیدا کردند.
واما این جریان چگونه راه می پیماید و قرار است به کجا برسد؟ میی دانیم بنیانگذاران این فراکسیون از اصولگرایان باسواد و منتقدی هستند که گذشته ای پاک و روشن دارند و راهی که آنها انتخاب نموده اند باید موفقیت آن تنها به عزم و اراده مردم بستگی دارد و از میزان علاقه مندی آنها به سردوشت خود. اما اگر همان اتفاقی که برای انتخابات شورای شهر افتاد در انتخابات مجلس هم روی دهد٬ باید گفت این اصولگرایان خلاق شانس بیشتری دارند. ولی جریان کلی اصولگرایان باید این مشکل را برای ماندن در صحنه ی سیاسی کشور به گونه ای حل کند٬ تا بیش از این به پیکره ی این جریان صدمه وارد نشود.البته راه حل واقعی حل این بحران٬ باید در درون جریان اصولگرایی پیدا کرد.
باید همه ی اصولگرایان به این نتیجه برسند اگر چه دولت از اصولگرایان است٬ ولی نقد آن واجب و ضروری است. حضور یک دولت قدرتمند که همیشه زیر ذره بین مجلس پرشوری قرار دارد٬ مطمئنا به نفع کل نظام است. باید به این واقعیت برسیم که مجلس باید همیشه حضور فعال و نقادی داشته باشد و تضعیف آن اشتباه بزرگی است.
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: گفتوگوي صريح مجري برنامه «نگاه يك» با اسفنديار رحيم مشايي، معاون رئيسجهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به محاكمه رسانهاي مشايي تبديل شد.
بنا بر اين گزارش، زماني كه رئيس سازمان ميراث فرهنگي، در حال مقايسه ميزان درآمد ايران و تركيه از گردشگري بود، با پرسش مجري روبهرو شد كه درباره سفر جنجالي وي به تركيه و انتقادات مربوط به آن مطرح كرد.
مشايي در پاسخ، به ضرورت گسترش گردشگري اشاره كرد و پس از درخواست سرعت مجري به علت تنگ بودن وقت، گفت: پيشرفت گردشگري، عزم دولت است و برخي ميخواهند جلوي اين مسئله بايستند. عدهاي با گذاشتن فيلم گزيده شده يک برنامه دوساعته گفتند: معاون رئيسجمهور رفته در يک مجلس رقص خصوصي. بعد هم گفتند: رايزني فرهنگي، ما را از رفتن به مراسم منع كرده، در حالي كه مراسم رسمي بوده و كنار دست من، دبيركل كنفرانس اسلامي نشسته بود. البته رقص در بسياري از مراسمهاي دنيا هست و معمولا مسئولان ما از مراسم خارج ميشوند.
مشايي با توطئه ناميدن مواردي كه عليه او مطرح ميشود، اضافه كرد: مثلا چندي پيش، از قول من گفتند که حجاب آزاد است و مصاحبه يک خانم ترک را مطرح کردند. حال آنکه من با اين خانم عکس دارم که حجابش از بانوان ايراني كمتر نيست. يا اينکه به دروغ گفتند: مشايي در مورد شراب حرفهايي زده يا گفته زن و مرد با مايو ميتوانند در ايران مسافرت کنند! در حالي كه من اگر دين هم نداشته باشم، در اين كشور و در مقابل اين مردم، كسي جرأت زدن چنين حرفهايي را ندارد.
دقايقي بعد مجري برنامه كه گويا از توضيحات مشايي قانع نشده بود، به وي توصيه کرد به خاطر شأن و جايگاه معاونت رئيسجمهور و نيز فشاري که از جانب اقدامات او به دکتر احمدينژاد وارد ميشود، دقت بيشتري در اقدامات و اظهارات خود داشته باشد، اما مشايي كه در اينباره توضيحاتي داده بود، با تعجب به مجري نگاه كرد و از وي پرسيد، منظور شما چيست؟ چگونه دقت كنم؟
اين گزارش ميافزايد: در بخش ديگري از اين گفتوگو، مجري درباره تعداد هتلهاي پنجستاره ايران كه به اعتقاد او از تعداد انگشتان دست كمتر است، از مشايي پرسيد، اما رئيس سازمان ميراث فرهنگي اظهار كرد كه تعداد دقيق آنها را نميداند، اما قول ميدهد تا پايان چهار سال دولت نهم، تعداد هتلهاي پنجستاره كشور قابل شمارش نباشد.
در اين مقطع، اين مجري تلويزيون بود كه با شگفتي پرسيد، قابل شمارش نباشد؟ و مشايي دوباره تأكيد كرد: بله، آنقدر هتل ميسازيم كه قابل شمارش نباشد و افزود: اكنون ما 120 ميليارد تومان طرح تصويبشده براي ساخت هتل در انتظار دريافت تسهيلات بانكي داريم كه نشانه اعتماد بخش خصوصي است.
معاون رئيسجمهور، همچنين از افزايش 70 درصدي گردشگري در سال جاري نسبت به سال گذشته خبر داد.
وي در پايان برنامه، با ابراز ناراحتي از پايان وقت آن، خواستار زمان ديگري شد كه مسائل گردشگري را براي مردم توضيح دهد.
(از سایت بازتاب)
انگار قرار نیست حاشیه های این معاون رییس جمهور کم شود. آیا ایشان نمی دانند که باید در مجلس گناه اگر نمی توانیم آن را تغییر دهیم باید آن را ترک کنیم؟ دین همه ی ما این روزها فقط اسمی است. یک روزه همه متدین می شوند. البته نمی خواهم در مورد آقای مشایی اظهار نظر کنم چون آن فیلم را ندیده ام٬ ولی باید بگویم این اظهارات از یک معاون رییس جمهور بعید است.
آمارهای غیرواقعی هم که همه جا مد شده است. اگر می خواهیم مردم به آمارهایمان اعتماد داشته باشند باید آنها را سیستماتیک کنیم و در اختیار یک مؤسسه ی مستقل قراردهیم که خارج از نهادهای دولتی عمل کند. این مؤسسه در عین دولتی بودن٬ باید شفاف به ارائه ی آمارهای دقیق و کارشناسی بپردازد. به نظر سازمان آمار بهترین مکان برای پوشش همه ی ادارات است به نحوی که هیچ سازمان و وزارتخانه ای خودش به این کار مبادرت نورزد.
اما در مورد هتلها هم گمان کنم ایشان کمی زود دروغ سیزدهه را بیان کرده اند و از لطف آن کاستند.


