البته نمی توان تقصیرات را گردن این یا آن انداخت اما با تحلیل شرایط موجود و اقدامات گذشته باید نسخه مناسبی برای کشور پیچید. تندرویهای اخیر توسط دیپلماسی قاطع احمدی نژاد و اظهارنظرهای جنجالی او شاید آخرین اقدامات و به ظاهر موثرترین عامل برای ایجاد این شرایط بوده است ولی نمی توان اشتباهات دوران خاتمی و عقب نشینیهای مذاکره کنندگان را نادیده گرفت. در این میان باید کاملا به دیپلماسی خود و برگهای برنده خودمان متکی باشیم نه به روسها که همیشه ایرانیان را در لحظات آخر تنها گذاشته اند یا چینیهایی که هنوز بعد از این همه مدت موضع صریحی اتخاذ نکرده اند.
البته باید در نظر داشت که ایران دیگر ایران ۲۷ سال پیش نیست که با تحریم بتوان به آن ضربه زد. ایران در این مدت در بسیاری موارد مستقل شده است و راه پیشرفت را یافته است و می تواند راه حل خوبی برای دستیابی کشورهای فقیر و ضعیف به انرژی هسته ای باشد. ما هنوز ظرفیتهای بسیاری در دنیا در اختیار داریم که از آن استفاده نکرده ایم. ما با داشتن پتانسیلهای بسیار در داخل مانند نیروی کار نسبتا ارزان و نیروی متخصص عالی و دارا بودن معادن و مخازن بسیار می توانیم در عرصه بین المللی جای بسیاری از کشورهای صنعتی را بگیریم. پس نباید نا امید بود.
او ميگويد: من در مذاكرات با ايران در صف نخست قرار نداشتم و اين ابهام آشكاري بود كه چرا انگليس و فرانسه و آلمان براي ساليان زياد، ما را از تماس با ايران دور نگه داشته بودند. اين خطمشي اشتباه بوده و اين تحريمها ايران را از به دست آوردن سلاح هستهاي بازنميدارد.متن کامل خبر
اظهارات بولتون نشان دهنده ی ضعف بسیار زیاد امریکا در تحمیل نظرات خود در مورد ایران است. امریکا که هر لحظه به مشکلاتش در تمام دنیا افزوده می شود چاره ای جز کاهش فشارها ندارد. از همین روی به دنبال انجام مذاکراتی با ایران و سوریه در مورد عراق است که این مشکل بزرگ را از دوش امریکا براشته شود. البته آنها به دنبال ابن هستند که این مذاکرات به نحوی باشد که به حیثیت سیاسی امریکا لطمه وارد نکند.
جان بولتون البته با این اظهار نظر بی اطلاعی خود را در مورد ایران کاملا نشان داد. او ابراز کزده:« تنها راه حل مشکل ایران تغییر رژیم آن است.» که عملا چنین اتفاقی نمی تواند بیافتد چون این نظام خود را تثبیت کرده است و تغییر آن عملا ناممکن است آن هم توسط ایرانیان خارج از کشور و حامی امریکا که در ایران بی اعتبار هستند و پایگاه مردمی ندارند.
اظهارات او در مورد ناتو و گسترش آن خوی ماجراجویانه و شتیزه جویی نومحافظه کاران را نشان می دهد که البته دیر یا زود در عراق خرد می شود. ناتو راه حال مشکلات نبوده و نیست.
او نیز دزر پایان دولت عراق را مشکلی برای امریکا نمی داند و عملا اهمیتی برای آن قائل نمی شود که باید گفت که این مطلب هم به واقع خیالپردازانه نا واقعی است. دولت عراق نظرات خود را بارها به امریکا تحمیل کرده است و از آن دست می توان به قضیه ی دیپلماتهای ایرانی اشاره کرد.
سردرگمي ديپلماسي ايران در برابر کشورهاي عربي طي يک سال گذشته، موجب شد به رغم دادن امتيازهاي متعدد، دولتهاي عربي با تباني با آمريکا، به توطئه عليه جمهوري اسلامي بپردازند.
يک کارشناس ارشد مسائل ديپلماتيک در گفتوگو با «بازتاب» ضمن بيان مطلب فوق، از ديپلماسي منفعل کشور در برابر دولتهاي عربي انتقاد کرد.
اين کارشناس افزود: انتقاد اصولگرايان از ديپلماسي دولت سابق، به خاطر انفعال و نرمي بيش از حد در برابر اروپا و غرب بود؛ در حالي که در يک سال اخير در مواردي شاهد انفعال و امتيازات يکجانبه متعدد به دولتهاي عربي بوديم، اما اين دولتها هم به صورت علني و هم به صورت مخفيانه به توطئه عليه ايران مشغول بودند.
وي خاطر نشان کرد: تصور سطحي ديپلماسي ما از راهبرد متعالي حضرت امام(ره) و رهبر انقلاب مبني بر تلاش براي وحدت جهان اسلام، باعث شده است تا ما در مواردي عملا دولتهاي عرب فاسد، دستنشانده و شريک آمريکا و اسرائيل را تقويت کنيم. در صورتي که ما ميتوانيم با فعال کردن ظرفيت انقلاب اسلامي و اسلامگرايي در کشورهاي اسلامي، دولتهاي عربي را وادار به عقبنشيني در برابر ايران و مانعتراشي در برابر سناريوهاي آمريکا و اسرائيل در خاورميانه عليه جمهوري اسلامي کنيم؛ اما در شرايط فعلي دولتهاي عربي به کانون توطئه عليه ايران و تشويق آمريکا و غرب به اقدام عليه جمهوري اسلامي تبديل شدهاند.
وي خاطر نشان کرد: پيام صريح رهبر انقلاب در خرداد ماه مبني بر به خطر افتادن جريان انرژي در منطقه و ثبات همه کشورها در صورت تهديد شدن ايران، راهبردي جدي بود که متأسفانه دستگاه ديپلماسي در سياستگذاري به آن توجه نکرد و همواره درصدد ارائه پيامهاي مثبت و تأکيد بر عدم نگراني دولتهاي عربي از جانب ايران بود و همين موجب شد تا به دليل خصومت ديرينه و
کينهتوزي دولتهاي عربي با ايران، پادشاهان عرب به توطئهسازي و تحريک آمريکا عليه جمهوري اسلامي به صورت آشکار و پنهان پرداخته و مستقيما نيز با تقويت گروههاي تروريستي وهابي به کشتار شيعيان و دميدن در آتش جنگهاي مذهبي در عراق و برخي ديگر از کشورهاي منطقه بپردازند.
اين کارشناس افزود: در جريان مسائل داخلي لبنان نيز به رغم آنکه سران سعودي، مصر، اردن و برخي ديگر از کشورهاي عربي مستقيما به تحريک دولت لبنان و تضعيف حزبالله ميپرداختند، ديپلماسي ايران براي جلوگيري از مخدوش شدن رابطه خود با اين کشورها، منفعل عمل کرد.
وي در پايان گفت: تجربه ۲۸ سال گذشته ديپلماسي جمهوري اسلامي نشان ميدهد که هرچند ارتباط و رايزني با دولتهاي عربي اثرات مقطعي مناسبس داشته، اما آنان معمولا در درازمدت دوستان صادقي براي ايران نبودهاند و هرگاه جمهوري اسلامي با عطوفت و مودت بيشتري با اين دولتها برخورد کرده است، آنها بر توطئه چيني و اقدام عليه ايران مصممتر شدهاند و تنها يک ديپلماسي فعال و تهاجمي ميتواند در برابر اين دولتها نتيجه دهد.(از سایت بازتاب)
این تحلیلی است در بازتاب که من نسبتا با آن موافقم. امیدوارم مورد قبول شما نیز واقع شود.
مدتهاست این اخبار را می خوانیم. خبرهایی مثل اطلاق نام احمقانه خلیج عربی به خلیج فارس یا دادن نام خلیج به خلیج فارس سه هزار ساله. مستندات فراوانی برای نام سه هزارساله «خلیج فارس» وجود دارد که در عنوان بالا به آنها پرداخته شده است و کاملا واضح است که در سالهای اخیر این گونه حرفهای ابلهانه زده شده است. این موضوع را به طور صریح آقای«مجدي عمر»، معاون اول سابق شوراي دفاع ملي مصر در مصاحبه با «الاهرام» به آن اشاره کرده است: «نسل من به ياد دارد كه ما در ايام مدرسه، در همه كتب و نقشهها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم، ولي پس از مدتي، به آن خليج عربي اطلاق كرديم. اين غيرمنطقي و عين رذالت و پستي است. اينكه چند كشور عربي در اطراف آن باشد، دليل نميشود كه نام تاريخي را تغيير بدهيم و براي آن كه خود را از مخمصه نجات دهيم، آن را خليج بناميم! كدام خليج؟ مگر خليج بدون نام هم ميشود؟»
اما چرا اینگونه حرفها زده می شود؟ یک بخش مهمی از آن مربوط به عصبیت عربها است که با گذشت سالها از زمان جاهلیت بازهم این جهل به مانند آتش زیر خاکستر در وجود آنها پنهان است. اجداد آنها در قرنها پیش در بیابانهای خود به صورت بادیه نشینی روزگار می گذراندند و در عمل هیچ نوع تمدنی نداشتند همیشه در حسرت زندگی رویایی پارسیها بودند و آنهمه شکوه و عظمت. وقتی توانستند به ایران هجوم بیاورند و آن را تسخیر کنند همیشه محتاج علم و تمدن ایرانیها بودند. تاریخ این عقده را در وجود آنها پروراند و تا قبل از انقلاب هم همیشه در زیر یوق ژاندارم امریکایی منطقه بودند و این عقده ی تاریخی با شکست عراق که به نمایندگی از جهان عرب با ایران می جنگید تکمیل شد. حال آنها ایران را مقلوب کنند با کارهایی مثل نامیدن خلیج فارس با نام خلیج عربی و یا ربودن ابن سینا و ثبت او در بین دانشمندان خود و امثال اینها. این عقده سر دراز دارد و آناه نمی توانند از خودشان آن را دور کنند.
در بخش دیگر انگیزه این اعمال تشویقهای انگلیس و امریکاست برای ایجاد شکاف بین مسلمانان و تازه کردن آن عقده دیرین با خواندن حرفهایی مثل: "خطر هسته ای ایران یا دخالت ایران در عراق و رهبری تشیع عراق بوسیله ایران" در گوش اعراب.
این بحثها سالهاست ادامه دارد و اعراب سالهاست بازیچه غرب هستند و همین مسئله باعث صدمات جدی به پیکره اسلام شده است صدماتی مثل تشکیل وهابیون بی تفاوتی اعراب در مورد فلسطین در سالهای اخیر درگیریهای همیشگی اعراب در بین خودشان و صدها مورد دیگر.
همه باید بدانند که خلیج فارس تا ابد فارس می ماند.

بنا بر اين گزارش با دستور بارزاني، نيروهاي انتظامي اقليم كردستان در منطقه فرودگاه اربيل و عينكاوه، نيروهاي نظامي آمريكا را محاصره كردهاند. بارزاني با اعلام اينكه ديپلماتهاي ربوده شده مستقر در اربيل ميهمان مردم كردستان عراق بوده و به صورت كاملا قانوني در آن حضور داشتهاند، هشدار داده در صورت عدم آزادي سريع آنها، به محاصره نيروهاي آمريكايي ادامه خواهد داد.
برخي منابع از احتمال انتقال ديپلماتهاي ايران به كركوك و يا موصل خبر ميدهند. در عين حال شبكه «العالم» از انتقال ديپلماتهاي ايراني به بغداد خبر داد.
از سوي ديگر، خبرنگار «بازتاب» در شمال عراق جزئيات عمليات نيروهاي آمريكايي در ربودن ديپلماتهاي ايران را تشريح كرد. اين عمليات كه كاملا مشابه عمليات هليبورن نيروهاي اسرائيلي در حمله به بيمارستان «دارالحكمه» بعلبك با هدف ربودن نصرالله است، با استفاده از پنج فروند بالگرد و تعداد ديگري خودروهاي نظامي انجام شده است.
آخرين گزارشها از عراق از انتقال ديپلماتهاي ايراني به پايگاه آمريکا در بلد در نزديکي بغداد حکايت دارد. نيروهاي بارزاني نيز که نظاميان آمريکايي پياده منتقل شده به کردستان را به محاصره درآورده بودند، مذاکرات با آنان براي آزادي ديپلماتهاي ايراني را آغاز کردهاند.
در اين عمليات دو بالگرد «هليبورن» كه از پشتيباني سه بالگرد نظامي ديگر نيز برخوردار بوده، نيروهاي تفنگدار آمريكا را بر بام كنسولگري ايران پياده ميكنند. همچنين چند خودرو نظامي آمريكايي كوچههاي منتهي به كنسولگري ايران را مسدود ميكنند. تفنگداران آمريكايي سپس شيشه و درب ورودي ساختمان را شكسته و با بلندگو به سه زبان كردي، عربي و فارسي گفتهاند كه «خودتان را تسليم كنيد وگرنه شما را ميكشيم».
سپس نيروهاي آمريكايي اقدام به بازداشت هر 5 ديپلمات ايراني و مصادره اسناد، مدارك و رايانههاي كنسولگري ميكنند.
گفتني است، اقامت اين ديپلماتها با دعوت دولت عراق و كاملا قانوني بوده است.
اظهارات كنسول ايران در اربيل درباره آدمربايي آمريكا
در اين حال، عباس حسيني، كنسول ايران در اربيل كه شب گذشته و پيش از اشغال كنسولگري ايران به دست نيروهاي آمريكايي به ايران بازگشته است، در گفتوگويي با خبرنگار «بازتاب»، درباره ديپلماتربايي آمريكاييها اظهار داشت: اين اقدام آمريكا، همزمان با موضعگيري شب گذشته بوش، رئيسجمهور آمريكا، انجام شده است.
وي گفت: بوش ساعت 21 شب گذشته به وقت آمريكا؛ يعني حدود همان ساعت چهار صبح كه كنسولگري ايران اشغال شد، ادعا كرد كه ايران، عامل ناآراميهاي عراق است و از تروريستها در اين كشور حمايت ميكند. درست در همان زمان اين موضعگيريها و در راستاي اين مواضع، نيروهاي آمريكا به كنسولگري ايران در اربيل عراق حمله ميكنند و چهار ديپلمات ايراني را ميربايند.
وي همچنين به ديگر موضع بوش، مبني بر ورود بيست هزار نيروي ديگر آمريكا به عراق اشاره كرد و گفت: يكي از پيامدهاي اين اقدام آمريكا، ميتواند ايجاد ناامني براي فعاليتهاي ايران و سوريه در بغداد و بصره باشد كه پيشتر نيز توسط آمريكا آماج حمله و تعرض قرار گرفته بودند.
كنسول ايران در اربيل عراق گفت: آمريكا در پي ناكاميهايش در عراق، به ويژه فضايي كه پس از اعدام صدام در عراق ايجاد شده است، به دنبال كسب آبروست؛ بنابراين، ميخواهد بهانهجويي كند تا به اشغالگرياش در عراق ادامه داده از شكست بيشتر خود كه به گفته بوش دليري ايران را در پي دارد، جلوگيري كند.
وي درباره فعاليتهاي كنسولگري ايران در اربيل تأكيد كرد: كمكهاي بهداشتي و درماني و اجتماعي مردم كردستان عراق را در چند سال اخير دنبال كردهايم، به گونهاي كه روزانه براي 250 نفر رواديد صادر ميكرديم كه از اين تعداد حدود صد نفر از راه مرزهاي زميني و حدود 150 نفر از مرزهاي هوايي رفت و آمد ميكردند.
وي به واكنش و مواضع مسعود بارزاني و نوشيروان بارزاني، اشاره نموده و با مثبت توصيف كردن آن گفت: كنسولگري ايران در اربيل، تحت حاكميت اقليم كردستان بودهاست؛ بنابراين، توقع است كه اين اقليم براي آزادي در صحت و سلامت ديپلماتهاي ربودهشده ايراني بيشترين اقدامات را انجام دهد.
كنسول ايران در اربيل درباره اسناد ربوده شده سركنسولگري ايران توسط آمريكاييها اظهار داشت: اسناد مهمي نبوده، بلكه بيشتر، همان اخبار مربوط به منطقه بوده است.(از بازتاب نیوز)
فقط می توان گفت خیلی این کردها ای با معرفت هستند از این آقایان که واکنشی صادر نمی شود باز هم این کردهای غریبه. البته اتفاق دیگری که افتاد این بود که امریکا حسابش را با ایران در مورد تسخیر لانه ی جاسوسی پاک کرد که نشان می دهد که این کشورهای بزرگ و به اصطلاح قدرتمند با تمام ادعاهایشان بازهم به طور صریح قوانین بین المللی را نقض می کنند و اتفاقی هم نمی افتد. امروز بازهم ضرورت اصلاح قوانین بین المللی و یافتن ضامن اجرایی برای همه بیشتر نمایان شد.
اکروز ما باید با طرح دیپلماسی قوی و پویا در مورد منطقه و به ویژه دو کشور همسایه عراق و افغانستان سهم مهمی در اقتصاد و سیاست آنها داشته باشیم. در این بین ما برگهای برنده بسیاری داریم که از آن جمله نزدیکی بسیار زیاد مردم ما با مردم این دو کشور و نیز تاثیرگذاری حوزه ما بر حوزه نجف و البته از یاد نبریم دوستی قدیمی ما با کردهای عراق و مبارزان افغانی در دوران استبداد طالبان و تاثیر چشمگیر ایران در پیروزی این نیروها بر طالبان را. اما متاسفانه نه در این دولت و نه در دولت پیشین این کار انجام نشد و تنها حرکات دیپلماتیک نه چندان مقتدرانه ای انجام شد که یکی از نتایج آن این گونه اتفاقات است که برای ما نا آشنا نیست.
امیدوارم که این عزم بالاخره در سیاست گذاران خارجی ایران به وجود آید تا حداقل ایران در خاورمیانه حضوری مقتدرانه و با صلابت داشته باشد و دیگر هیچگاه نشنویم که چنین اتفاقاتی برای دیپلماتهای از جان گذشته ما افتاده است.
اولين پس لرزههاي گزارش بيكر-هميلتون با يك تغيير و جابجايي وسيع در سياسيون و نظاميان آمريكايي و ايجاد تغييرات در راستای نزديكي به ايران در وزارت دفاع و شوراي امنيت ملي امريكا ايجاد میگردد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب» از واشنگتن، با آغاز اولين روز كنگره امريكا، بوش براي گرفتن راي اعتماد نسبت به اين تغييرات اقدام به تعويض افراد با توجه به سياستگذاري جديد نموده است.
زلماي خليل زاد كه بسياري از سياستمداران ميانهرو امريكا او را به كارشنكي در ارتباط با مقامهاي ايراني و رايزني بيشتر با ايران در مورد موضوع عراق متهم مينمايند و همچنين ژنرال جان ابوزيد كه او هم ايران را مرتبا در كانون اتهام دست داشتن در اغتشاشات نظامي عراق قرار ميداد، تغییر می کنند. خلیل زاد جاي خود را به «رايان كروكر»، ديپلمات كهنه كار آمريكایي میدهد كه از نزديك تحولات القاعده در پاكستان را زير نظر داشته و به دليل حضور دو ساله خود در پاكستان، تقريبا نسبت به ديپلماتهاي ديگر آمريكایي حاضر در منطقه به اوضاع و تحولات دروني اين گروه آشنايي بیشتری دارد.
همچنين جان نگروپونته كه او هم از حاميان اصلي تيم پيشين امريكا براي تجهيز بيشتر سربازان امريكايي در منطقه بوده است، جاي خود را به ادميرال بازنشسته، «مايك مك كونل» كه بيش از بيست و پنج سال در سازمانهاي امنيتي امريكا فعال بوده، داده است.
بالاترين مقام نظامي امريكا در منطقه خاورميانه، ژنرال جان ابوزيد و همچنين بالاترين مقام نظامي امريكا در عراق، ژنرال جورج كيسي به ترتيب جاي خود را به آدميرال ويليام فالتون، ارشدترين مقام نظامي امريكا در منطقه پاسیفيك و ژنرال ديويد پتريوسس، كسي كه با فرماندهان سپاه بدر وابسته به مجلس اعلاي انقلاب اسلامي در عراق مشغول آموزش نظاميان عراقي و تعليم يك تيم جديد نظامي در اين كشور بوده و بيشترين فعاليتها را براي ساختن يك پليس كاركشته در عراق داشته، میدهند. آنها برخلاف ژنرال ابي زيد و ژنرال كيسي به ارسال نظاميان بيشتر امريكايي به عراق اعتقاد نداشته و قصد دارند امنيت عراق را بدست خود عراقیها بسپارند.
این گزارش میافزاید:در ماه نوامبر ژنرال ابوزيد به مجلس سناي امريكا گفته بود امريكا قصد دارد نيروهاي خود در عراق را از 140000 نفر كنوني به 160000 نفر افزايش داده و اين موضوع براي امنيت ديگر سربازان امريكايي در منطقه مهم است. از سوي ديگر ژنرال كيسي گفته بود كه من مخالف اعزام سربازان بيشتر به عراق نيستم و اين موضوع ميتواند به روند موجود براي برقراري امنيت در عراق كمك نمايد.
اكنون برخلاف ادعاي اعزام 9000 سرباز براي تقويت امنيت عراق با بكاركيري دو گردان بريگاد با 7000 سرباز به بغداد براي برقراري امنيت اين شهر و همچنين اعزام 1500 نيروي تفنگدار دريايي به استان الانبار هيچگونه سربازي به عراق اعزام نخواهد شد و كاهش تدريجي نظاميان امريكايي در دستور کار مقامات كاخ سفيد قرار گرفته است.(از بازتاب نیوز)
من گمان می کنم خیلی زود است در این مورد صحبت کنیم. از طرفی این تغییرات به نظر بیشتر برای تامین نظر کنگره ی جدید امریکا است تا نزدیکی به ایران و البته بیرون رفتن از بحران روز افزون عراق که خواب از چشمان ساکنان کاخ سفید ربوده است. به نظر من بازتاب خیلی عجله می کند مشکلات ما با امریکا بیشتر از این حرفها است که با تعویض چند نظامی و سیاستمدار نه چندان درگیر حل شوند. به نظر نمی رسد که با حضور دولت آقای بوش امکان نزدیکی امریکا به ایران باشد و باید در نظر داشت که ایران هم شرایط خود را دارد که خود جای بحث و بررسی دارد. شرایطی که خیلی خاص هستند و از دید امریکایی ها حتما خیلی سخت. بلی اکنون در مورد نزدیکی و مذاکره صحبت کردن نابجا و عجولانه است مخصوصا که هنوز هیچ تحرک دیپلماتیک خاصی صورت نگرفته است و البته قطعنامه شورای امنیت و مشکل امریکا با فعالیت هسته ای ایران را هم نباید فراموش کرد. دوستان خیلی زود است خیلی خیلی زود.
ستاد انتخاباتي رايحه خوش خدمت باتوجه به شكست تاريخي در انتخابات 24 آذر هنوز دفاتر خود را كه با امكانات دولتي اجاره شده و در اختيار آنان قرار گرفته بود را تعطيل نكرده و همچنين قصد دارد فعاليت هاي انتخاباتي خود را ادامه دهد.
به گزارش خبرنگار سایت خبری «بااجازه» از يك منبع آگاه در ستاد انتخاباتي رايحه ، دفاتر اين ستاد همچنان باحضور جمعي از جوانان كه توسط مهرداد بذرپاش به حضور در ستاد دعوت شده بودند همچنان باتوجه به گذشت زمان انتخابات داير بوده و قصد دارند فعاليت هاي خود را از طريق جذب نيرو به اين ستاد ادامه دهند.
بنا بر اين گزارش بذرپاش در مراسمي با حضور اعضاي اين ستاد گفته است : درست است ما در اين انتخابات صندلي هاي شورا را از دست داديم اما چيزي را از دست نداده و بايد به كار خود ادامه دهيم.
بذرپاش به دوستان خود تاكيد كرد: بايد خود را براي انتخابات مجلس آماده كنيم. (از با اجازه)
من با سایت با اجازه هم عقیده نیستم به نظر من این ائتلاف نمی تواند ناامید شود چون اگر مجلس را هم از دست بدهد دیگر نمی تواند قامت راست کند به چند دلیل:
۱-این ائتلاف که از دولت نهم برخاسته است شوراهای شهر را از دست داده است و مسئولیت شهری را که تاثیر مهمی بر زندگی شهری مردم دارد را از دست داده است که این خود در آرای ریاست جمهوری تاثیر می گذارد. مخصوصا حضور فعال قالیباف همراه شورای شهری متشکل از موافقان او در تهران این مشکل را برای دولت بزرگتر می کند.
۲- مجلس اگر از دست برود چه اصلاح طلبان رای آورند که امکان کمی دارد و چه اصولگرایان در هر دو صورت دولت تحت فشار خواهد بود. این فشار را مجلس مجلس هفتم نمی تواند بیاورد چون هنوز این همگرایی بین اصولگرایان در مورد دولت ایجاد نشده است و نیز هنوز راست سنتی از دولت حمایت می کند.
پس دولت برای رای آوردن در دور دوم باید این فشارها و مشکلات را نداشته باشد و با ترکیب دولت و مجلس به مصاف دیگر کاندیدهای قدرتمند خود رود همان کاری که خاتمی انجام داد و موفق شد. اما این موفقیت برای دولت با کیفیتی که برای خاتمی اتفاق افتاد دور از ذهن است چون خاتمی در ابتدا ۲۰ میایون رای داشت و نزدیکترین رقیبش چیزی در حد یک شوم از رای او را آورد ولی احمدی نژاد رقبای سرسختی دارد که اقبال زیادی هم دارند کسانی مانند قالیباف یا حتی خاتمی و چهره های با نفوذ اصلاح طلبان و اصولگرایان.
پس دوستان به آقایان رایحه ی خوش خدمت حق بدهید که تمام سعی خود را انجام دهند تا هنوز بتوانند در صحنه ی سیاسی کشور حضور داشته باشند موضوع انتخابات مجلس برای آنها حیاتی است البته حضور متغیرهای دیگر هم قابل چشم پوشی نیست چه متغیرهای متعارف چه غیر متعارف همیشه در ایران باید منتظر اتفاقات غیرقابل پیش بینی بود.
انتخابات 24 آذر آموزه های بسیاری داشت که یکی از آن آموزه ها ، شفاف شدن بند بازی راست سنتی است.
یکی از این تحرکات نیروهای سنتی اصولگرایان در روزهای پایانی تبلیغات انتخابات ، پیشنهاد عجیبی است که از سوی این طیف به گروه رایحه خوش خدمت داده شده بود.
بر اساس اطلاعات خبرنگار سایت خبری «بااجازه» ، محمد رضاباهنر در دوشنبه منتهی به انتخابات 24 آذر ، با تصور اینکه گروه رایحه ، پیروز این انتخابات است ، رایزنی های خود را با مهرداد بذرپاش ادامه داد و در نهایت که طرف مقابل را در موضع خود محکم یافت ، پیشنهاد داده که 3 یا حداقل 2 نفر از جبهه پیروان (راست سنتی) در لیست رایحه قرار گرفته تا جبهه پیروان به حمایت از این لیست بپردازد که این پیشنهاد نیز از سوی مهرداد بذرپاش رییس ظاهری ! گروه رایحه رد می شود.
کارشناس سایت خبری «بااجازه» در این خصوص معتقد است که اینگونه تحرکات ، نشان می دهد راست سنتی برای کسب قدرت به هر روشی حاظر است که چنگ بزند.(ار با اجازه)
وقتی تحلیل قالیباف را خواندم با تمام وجودم آزادی را در کنار معنویت عالی احساس کردم و به اعجاز با هم بودن ایمان یافتم. می شود آری می شود که با هم ساخت ایرانی که ساکنانش ایرانیان دریا دل سرو قامتند. دیگر جایز نیست که دعواهای سیاسیمان را تکرار کنیم حالا مردم دیگر به همه ی آن نزاعها نه گفته اند آنها منزجرند از فریادهای مجلسیان بر سر هم یا هتاکیهای روزنامه نگاران به این و آن از تهدید و ترور بیزارند از بدگوییها متنفرند. کاش تمام سیاسیون اخلاق سیاسی اسلامی ایران را بیاموزند اخلاقی با یک دنیا شکیبایی و مدارا و ادبیاتی پر از کلمات زیبا ولی قاطع. این صدای مردم است که می گوید: مدافع حقوق ملت باشید ولی ملت را از یاد نبرید اینجا در ایران ۷۰ میلیون نگاه به کارها ورفتارهای شماست شما را به خدا مواظب باشید این انقلاب ساده به دست نیامده است مواظب باشید.
| ||||
"ژان-مارک دو لا سابليِر" سفير فرانسه در سازمان ملل گفت که شواری ١٥ نفره نسخه تجديد نظر شده قطعنامه ای را که اروپائيان ارائه کرده بودند، به رأی خواهد گذاشت. وی پس از آنکه اعضاء شورای امنيت تجديد نظرهای در متن را آخر وقت روز جمعه به انجام رساندند، سخن ميگفت.يک ديپلمات گفت ولاديمير پوتين رئيس جمهوری روسيه خواسته است پيش از رأی گيری، با وی مشورت شود.روسيه با قسمت هائی از پيشنويس قطعنامه از جمله ممنوعيت سفر افراد مرتبط با برنامه های اتمی و موشکی ايران ، مخالفت کرده بود. متن تجديد نظرشده ممنوعيت سفر را کاهش داده است.
روسيه عضو با حق وتو در شورای امنيت سازمان ملل است.
بريتانيا، فرانسه و آلمان قطعنامه ای را تدوين کردند که به موجب آن در اختيار قرار دادن برخی مواد و تکنولوژی مرتبط با پروژه های اتمی و موشکی به ايران، ممنوع شود.
آمريکا به علت امتناع ايران ازمتوقف ساختن فعاليت های حساس اتمی خود طبق مهلت ۳۱ ماه اوت که سازمان ملل متحد تعيين کرده بود، نسبت به قطعنامه محکم تری برای تحريم اقتصادی ايران پافشاری می کند.
آمريکا و متحدان غربی معتقدند که ايران سعی در توسعه سلاح های اتمی دارد. ايران مؤکداً اعلام کرده است که برنامه اتمی اش برای مقاصد صلح آميز است.(صدای امریکا)
شورای امنيت قطعنامه ايران را به رای می گذارد
شورای امنيت سازمان ملل متحد قرار است امروز، شنبه دوم ديماه (23 دسامبر) در مورد پيش نويس قطعنامه مربوط به تحريم اقتصادی ايران به دليل خودداری اين کشور از توقف برنامه غنی سازی اورانيوم، تصميم گيری کند. (بی بی سی)
حمايت آمريکا از طرح قطعنامه جديد شورای امنيت درمورد تحريم اقتصادی ايران
کاندوليزا رايس وزيرامورخارجه آمريکا می گويد آمريکا ازطرح قطعنامه جديد شورای امنيت سازمان ملل متحد درمورد تحريم اقتصادی ايران به خاطر برنامه اتمی خود، حمايت می کند.
با اين حال خانم رايس دراظهارات روزپنجشنبه خود درواشنگتن خاطرنشان ساخت که پيش بينی می کند تغييراتی درمتن طرح قطعنامه داده شود.
نماينده بريتانيا درسازمان ملل متحد اظهارداشت پيش بينی می کند که شورای امنيت بامداد امروز، جمعه، طرح قطعنامه تحريم اقتصادی ايران را به رای بگذارد. بريتانيا، فرانسه وآلمان که بانی اين طرح هستند، به علت مخالفت های روسيه متن تجديد نظرشده ای را ازطرح قطعنامه خود ارائه داده اند که ممنوعيت سفرافراد مرتبط با برنامه های اتمی وموشکی ايران را کاهش می دهد.
درهمين حال محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران روزپنجشنبه اظهارداشت علی رغم اقدامات جاری برای تحريم اقتصادی تهران ، ايران به زودی يک پيروزی اتمی را جشن خواهد گرفت.
ازسوی ديگر، با وجود آن که نتايج انتخابات هفته گذشته شوراهای شهر وروستا درايران که روز پنجشنبه اعلام گرديد ازبرنده شدن مخالفان آقای احمدی نژاد حکايت داشت، اما به نظر می رسد که رئيس جمهوری ايران خود را نسبت به اين نتايج بی اعتنا نشان داده است.
تحلیلم را در مورد قطعنامه چند روز پیش بیان نمودم. این امر مشخص بود که این قطعنامه بالاخره در شورای امنیت طرح خواهد شد. در مورد روسیه هم باید عرض کنم که احتمال وتو کردن این قطعنامه از سوی این کشور محال به نظر می رسد چون این کشور در جریان کامل مذاکرات تحریم قرارداشته است و نیز به آن سری از خواسته های خود در مورد تعدیل این قطعنامه رسیده است. قطر که ناگفته پیداست چه رویه ای در پیش می گیرد. در این میان نظر چین هنوز مشخص نیست که البته به نظر نمی رسد که اراده ای از سوی این کشور غیر اروپایی در جلوگیری از قطعنامه ی جدید اروپایی ها علیه ایران وجود داشته باشد. پس به احتمال زیاد این قطعنامه تصویب خواهد شد. باید دید چه اتفاقاتی روی خواهد داد.
افروغ معتقد است كه مردم در اين انتخابات به اصل اصولگرايي، "نه" نگفتند و نتايج انتخابات حكايت از اين دارد كه مردم به اصولگرايان معقول و فهيم و كساني كه درك عميقي از مباني مشروعيت در جمهوري اسلامي دارند، اقبال نشان دادند.
وي پيش بيني خود مبني بر اينكه افراد از ليستهاي مختلف انتخاب ميشوند را تحقق يافته عنوان و خاطر نشان كرد:« نوعا افرادي انتخاب شده اند كه جزو اقشار ديندار جامعه بودهاند و نه ميتوان َآنها را ليبرال دانست و نه به عنوان دينداران تندرو قلمداد كرد.»
افروغ شوراي شهر را داراي جايگاه تخصصي دانست و گفت:« نياز داريم كه منتخبان، ضمن اينكه به كرسيهاي شوراهاي شهر تكيه ميزنند، حتما عقلانيت و مشورت را در دستور كار خود قرار دهند و با متخصصان دردمند، سالم و باكفايت مشورت كنند.» ( از سایت شهر فردا)
این گفتگو را اینجا برای تحلیل نگذاشته ام اما می خواهم عمق ادبیات و شعور سیاسی افروغ و نمایندگانی مثل او را نشان بدهم و بگویم ادبیات سیاسی در کشور ما چقدر می تواند خوب و با سطح بالایی از تحمل و شعور همراه باشد به دور از ترور شخصیت و هتاکی که مردم را نیز درگیر می کند. مردم به کسانی اعتماد می کنند که اولا درست فکر کنند و ثانیا خوب و حساب شده کار. به امید برقراری چنین ادبیات واصولی در ایران که باعث ایجاد رقابت صحیح در صحنه سیاست و هم برقراری آرامش در قلب مردم می شود. اینگونه است که مردم به نظام اطمینان پیدا می کنند وآرامش پیدا می کنند.



